| ساعت ۱:٢۱ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸۸ |
پدیدآور: لهسائی زاده، عبدالعلی /نشر شیراز: نوید، 1382 /399 ص: ایران-اوضاع روستایی /جامعهشناسی روستایی
|
| ساعت ۱٠:٠٧ ب.ظ روز شنبه ٦ آبان ،۱۳۸٥ |
|
دو تن از شهداي روستاي ده برآفتاب هر دو متولد سال 1342 و در روز نهم آذر ماه 60 در منطقه عملياتي
بستان در عمليات بيت المقدس به شهادت رسيده اند شهيد
عباسقلي قلي پورو شهيد غلام منصور زاده است.
مزار اين شهيد عباسقلي قلي پور در روستاي گچسار
حدود دو کيلومتري جنوب غربي ده برآفتاب و شهيد غلام منصور زاده در روستاي ده
برآفتاب واقع شده است. یادشان گرامی باد. |
| ساعت ٦:٠٩ ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸٥ |
|
سلام مجدد
امروز قصد دارم تعدادی آدرس سایت اینترنتی و وبلاگ که حاوی اطلاعات، اخبار، تصاویر دیدنی و... استان کهگیلویه و بویر احمد می باشند را در دسترس مراجعه کنندگان عزیز قرار دهم. http://www.yums.ac.ir http://www.yasuj.com / http://yasuj2.persianblog.ir/ http://www.k-b.ir/ http://dehdasht.persianblog.ir/ http://www.goorganjoo.blogfa.com/ http://www.denaart.com/thumbnails.php?album=96 http://www.ii.blogfa.com/ http://www.kaedi.blogfa.com/ http://www.hedayatkhah.ir/ http://www.dyg.blogfa.com/ http://www.denaart.com/index.php?cat=7 http://anima.blogfa.com/ http://www.yasouji.ir/ http://chavil.dena.mihanblog.com/ http://yasujcity.ir/ |
| ساعت ٦:۱۸ ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳۸٥ |
|
نکتته قابل ذکر درباره یادداشت اخیر این است با توجه به تعدد جدولهای استفاده شده در این بخش و عدم امکان کپی کردن انها در این بخش، به ناچار تنها توضیح جدولهای مزبور اورده شده است. و پوزش اینجانب را از اینکه ممکن است در برخی موارد به اطلاعاتی نارسا مواجه شوید، بپذیرید.
همچنین یادآوری میشود اطلاعات درج شده درباره استان، شهرستان و روستای ده برآفتاب عرض کنم این است که این اطلاعات مربوط به سال 76 بوده و آمار و ارقام ذکر شده در زمان حال قابل استناد نیستند. منتظر نظرات شما عزیزان هستم. |
| ساعت ٦:۱٤ ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳۸٥ |
|
«تجزیه و تحلیل آماری»
1. گروههای پنج ساله سنی جمعیت به تفکیک زن و مرد 2. جمعیت بر حسب سنین منفرد به تفکیک زن و مرد 3. جمعیت بر حسب سنین منفرد به تفکیک زن و مرد 4. جمعیت بر حسب سنین منفرد به تفکیک زن و مرد 5. جمعیت بر حسب سنین منفرد به تفکیک زن و مرد 6. جمعیت بر حسب سنین منفرد به تفکیک زن و مرد میانگین سنی جمعیت در روستای دهبرآفتاب 23/5 درصد است و میانه سنی بین 17 و 18 قرار دارد. بیشترین تعداد جمعیت مردان در سنین 11 و 12 سالگی با 21 نفر و در بین زنان در سن 12 سالگی با 24 نفر جمعیت میباشد. بین سن 5 ساله تا 25 ساله بیشترین تعداد جمعیت قرار دارد و رشد جمعیت از سن پنج ساله به پائین سیری نزولی دارد که نشانه موفقیت آمیز بودن سیاست تنظیم خانواده میباشد و از بالا رفتن میزان آگاهی مردم حکایت میکند. آنچه از مشاهده این هرم سنی حاصل میشود این است که تفاوت چشمگیری میان سنین 4-0 ساله و بقیّه سنین وجود دارد همچنانکه در هر گروه سنی، در هر ردیف جنسی تعداد نسبتاً برابری وجود دارد ولی از چهار سال پیش میزان زاد و ولد به شدت کاهش پیدا کرده است و این میزان در بین گروه 5-9 ساله و بالاتر زیادتر بوده و در بیشترین موردی که به چشم میخورد گروه سنی 10- 14 ساله و 15-19 ساله است که به دوران بعد از انقلاب اسلامیمربوط میشود که حاصل رشد بهداشت و تشویق مردم از جانب دولت به زاد و ولد بیشتر جهت تأمین نیروی مورد نیاز برای ادامه جنگ و دست کشیدن از سیاستهای کنترل جمعیت زمان قبل از انقلاب میباشد و کاهش جمعیت در بین سنین 4-0 ساله میتواند به دلیل از سرگیری سیاستهای کنترلی جمعیتی است که دولت جمهوری اسلامیشروع کرده و نمود آنرا در این روستا ملاحظه میکنیم و به گفته مدیر مرکز بهداشت روستا تقریبا تمامیکسانی که( مردان) بیشتر از چهار، پنج فرزند داشته اند وازکتومیشده اند و در یک روز تنها 15 نفر وازکتومیشدند و بقیه نیز چه زن و چه مرد با استفاده از روشهای جلوگیری از تولد فرزند از رشد جمعیت جلوگیری کرده اند. جمعیت بر حسب میزان تحصیلات از مجموع 929 نفر که بالاتر از 6 سال سن دارند،14/32 درصد بیسواد، 2/69 درصد سواد قدیمی،6/99 درصد دارای سواد در حد نهضت،27/12 درصد سواد ابتدایی،22/5 درصد دارای سواد دوره راهنمایی،22/17 درصد دارای تحصیلات متوسطه و 3/66 درصد از افراد دارای تحصیلات عالی میباشند. میزان باسوادی که حاصل تقسیم تعداد باسوادان به جمعیت 6 ساله و بالاتر است و به صورت درصد بیان میشود85/68 درصد میباشد و میزان اشتغال به تحصیل که جمعیت شاغل به تحصیل بر جمعیت 6 ساله و بیشتر تقسیم میشود و به صورت درصد بیان میشود30/36 درصد است. جمعیت بر حسب نوع شغل به تفکیک زن و مرد این شاخص که نشان دهنده این است که یک نفر از جمعیت فعال تکلف چند نفر را در یک جامعه بر عهده دارد.این شاخص در مقایسه با نسبت بستگی کشور ایران که معادل0/094 094/0 میباشد حدود0/016 کمتر است از مجموع جمعیت سرشماری شده بر حسب نوع شغل، 266 نفر از مردان معادل6363/53 درصد و 149 نفر از زنان معادل38/4 درصد به تحصیل اشتغال دارند و از مجموع 496 نفر مرد8/67 درصد یعنی 43 نفر کشاورز از مردان 32 نفر یعنی 6/45 درصد کارمند و از زنان 15 نفر یعنی3/86 درصد از زنان کارمندند. 22 نفر از مردان یعنی4/43 درصد از آنان کار آزاد دارند و 21 نفر یعنی4/23 درصد از مردان در حال گذراندن دوره خدمات هستند و 20 نفر از مردان معادل4/03 درصد بیکار و10/05 درصدد از زنان یعنی 59 نفر بیکارند. 19 نفر نظامیمعادل3/83 درصد، از مردان 17 نفر معلم یعنی3/43 درصد و 3 نفر زن معلم یا 77 درصد معلمند. از مردان 16 نفر معادل 3/22 درصد دانشجو و از زنان 3 نفر معادل77 درصد دانشجو، از مردان 12 نفر معادل درصد از کارافتاده و از زنان 16 نفر معادل4/12 درصد ازکارافتاده و ازمردان 12 نفر معادل 2/42 درصد کارگر وجود دارد. 6 نفر دامدار مرد معادل1/21 درصد، یک نفر دکتر مرد معادل 2 درصد، 2 نفر بنا معادل4 درصد، 7 نفر راننده مرد معادل1/41 و 163 نفر زن معادل42/01 درصد خانه دار هستند. با محاسبه ضریب(باز) تکفل که با احتساب جمعیت فعال از نظر اقتصادی سنجیده میشود و عمده فعالیتهای اقتصادی که در روستای دهبرآفتاب ذکر شده اند عبارتند از : کشاورزی، کاراداری،(کارمندی) آزاد، نظامی، معلمی، کارگری، دامداری، پزشکی، بنایی، رانندگی و با فرمول زیر محاسبه میگردد و نشان میدهد که این میزان0/58 است. جمعیت بر حسب ازدواج به تفکیک زن و مرد متوسط سن ازدواج که از ضرب تعداد ازدواجها در سن وقوع آنها و تقسیم جمع آنها بر تعداد ازدواجهای واقع در کلیه سنین بدست میآید، نشان میدهد که متوسط سن ازدواج در روستای دهبرآفتاب برابر 18/ 18 میباشد. بعنوان نمونه : و لازم به ذکر است برای تعیین متوسط سن ازدواج فقط اولین مد نظر میباشد. توزیع فراوانی متأهلینی که با همسر خود نسبت فامیلی دارند از مجموع 35 نفر مرد ازدواج کرده که با همسر خود نسبت فامیلی دارند 19 مورد ی54/29 درصد آنان با دختر عموی خود وصلت کرده اند که بیشترین مورد را به خود اختصاص داده و 6 مورد با دختر خاله یا17/14 درصد، با دختر عمه 3 مورد یا8/57 درصد و ازدواج با دختر دایی در مرتبه دوم قرار دارد با 20 درصد از 35 ازدواج. لازم به ذکر است که بیشتر این ازدواجها مربوط به دوران قبل از انقلاب و تا اوایل انقلاب است که به دلایل گوناگون ازدواجها بصورت درون گروهی کاسته شده است که در این مورد نقش مدیر مرکز بهداشت روستا در آگاه کردن مردم نسبت به مضرات ازدواجهای فامیلی شایان توجه است. توزیع فراوانی جمعیت بر حسب دفعات ازدواج حداقل یک بار ازدواج منظور بوده که شامل تمامیافرادی میشود که تاکنون ازدواج کرده اند. چه آنهایی که اکنون با همسر خود زندگی میکنند و چه آنهایی که به علت مرگ همسر یا طلاق یا متارکه بصورت مجردی زندگی میکنند که 152 مرد یکبار ازدواج، 16 مرد دو بار ازدواج، 7 مرد با سه مرتبه ازدواج و یک نفر نیز با بیش از سه بار ازدواج یعنی 5 بار ازدواج کرده است که مجموع مردان 176 نفر و از زنان 154 نفر یکبار ازدواج، چهار نفر دو بار ازدواج، یک نفر با سه بار ازدواج ثبت گردیده است. که در این دو مورد بیشترین مورد را یکبار ازدواج در مردان با 86/36 درصد و زنان با96/86 درصد به خود اختصاص داده که در مجموع 91/34 درصد ازدواجهای با یکبار را به خود اختصاص داده است. توزیع فراوانی جمعیت بر حسب نوع بیماریهای اظهار شده به تفکیل زن و مرد بنابر آنچه اظهار شده از مجموع 1051 نفر جمعیت سرشماری شده 123 نفر اظهار بیماری کرده اند که 67 نفر مرد و 56 نفر زن بوده اند و در بین مردان شایع ترین بیماری ها کمر درد و مصدومیت بر اثر مواد شیمیایی زمان جنگ بوده که 8 نفر اظهار داشته اند ناراحتی قلبی با 7 مورد، چشم درد با 6 مورد و نابینایی و معلولیت جسمیبا 5 مورد بیان شده اند. کلیه درد و ناراحتی معده در رتبه بعدی جای گرفته که 4 نفر از این بیماریها اظهار ناراحتی کرده اند دیگر بیماریها ناراحتی اعصاب، دستگاه تنفس، تالاسمی، دیسک کمر، دیابت و معلولیت ذهنی و ناشنوایی، بیماری روانی و گواتر هر کدام با 2 مورد ثبت شده اند. در مورد زنان نیز معلولیت جسمیو کلیه درد هر کدام با 6 مورد بیشترین زقم را بخود اختصاص داده بعد از اینها فشار خون و گواتر و سردرد و با 5 مورد، چربی بالای خون و چشم درد با یک مورد، دیابت سه مورد، نابینایی، چشم درد ناراحتی قلبی، اعصاب، معده درد، تالاسمی، دیابت، با سه مورد در مرتبه بعدی قرار دارند. پا درد و کم خونی با دو مورد و بقیه بیماریها هر کدام با یک مورد ناراحتی ثبت شده اند. توزیع فراوانی مسکن بر حسب نوع آن در مورد مسکن رایگان لازم به توضیح است که تعداد 15 دستگاه توسط ادارات دولتی بنا شده اند که از این 15 دستگاه 7 دستگاه توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامیبرای خانواده های شهدا( والدین و فرزندان شهدا)، 2 دستگاه توسط سازمان بهزیستی و 6 دستگاه توسط کمیته امداد امام احداث گردیده. توزیع فراوانی اتاقهای موجود در روستای دهبرآفتاب این رقم در آمارگیری سال 55 برای کل ایران1/261 برای شهرها 1/37و برای روستاها 1/17 بوده است و میانگین اتاق برای هر خانوار3/11 میباشد. توزیع فرواوانی حمام و آشپزخانه در روستای دهبرآفتاب چنین نشان میدهد که از مجموع 155 خانوار روستای دهبرآفتاب تعداد 115 خانوار( منزل) دارای حمام بوده اند که74/19 درصد از 155 منزل را تشکیل میدهد. همچنین از 155 منزل 92 منزل دارای اتاقی جداگانه جهت آشپزخانه بوده اند که59/35 درصد از کل منازل را تشکیل میدهد. همچنین لازم به ذکر است که تمامیخانوارهای روستای دهبرآفتاب دارای مستراح میباشند. در این روستا وجود حمام عمومیلازم بنظر نمیرسد کسانی که فاقد حمام هستند غالباً از حمام همسایه ها یا فامیل خود استفاده میکنند. فراوانی مهاجرین بر حسب سن به تفکیک زن و مرد در ده سال گذشته(75-65) درون کوچی تنها دو نفر بوده که از یاسوج به روستای ده بر آفتاب وارد شده اند و به دلیل نداشتن مسکن مهاجرت کرده اند.از اطلاعات ارائه شده چنین بر میآید که در طی 10 سال گذشته یعنی از سال 1365 لغایت سال 1375 در مردان کمتر از 15 سال مهاجر دیده نمیشود ولی در زنان بین سن 15-12 سالگی در طی 10 سال گذشته 5 نفر مهاجرت کرده اند که31/25 درصد از جمعیت زنان مهاجر و8/62 درصد از کل مهاجرین را تشکیل میدهند. در سن 18-15 سالگی 13 نفر مرد به عبارتی 30/95 درصد از مهاجرین مرد و6 نفر زن که37/5 درصد از جمعیت مهاجر را تشکیل میدهند که در سن18-15 سالگی کل مهاجرین19نفر که32/76 درصد از کل مهاجرین بوده اند. در سن 21-18 سالگی 17نفر ک32/29 درصد از جمعیت مهاجر را تشکیل میدهند. از میان جمعیت 24-21 ساله 4 نفر مرد که9/52 درصد مهاجرین مرد و 2 نفر زن ک12/5 درصد از جمعیت مهاجرین زن هستند 24-21 ساله 6 نفر که مجموع10/34 درصد مهاجرین را تشکیل میدهند. در جمعیت 27- 24 ساله تعداد مهاجرین مرد7 نفر که16/67 درصد مهاجرین مرد را تشکیل میدهند و از بین زنان در همین سن1نفر ک6/25 درصد از مهاجرین زن را تشکیل میدهند و کل مهاجرین در سن 27-24 ساله 8 نفر که 13/89درصد مهاجرین در این سن هستند. در سن 30-27 سالگی مهاجرین مرد سه نفر که7/14 درصد مهاجرین مرد در این سن بوده اند و در این سن از زنان مهاجر دیده نمیشود. کل مهاجرین طی 10 سال گذشته 58 نفر بوده اند که 42 نفر مرد و 16 نفر زن بوده اند که 72/14 درصد مرد و 27/16 درصد زن بوده اند. توزیع فراوانی مهاجرین بر حسب سال مهاجرت به تفکیل زن و مرد در ده سال گذشته(75-65) محاسبه نتایج نشان میدهد که در سال 66-65 از جمعیت مردان یک نفر 2/38 درصد،در سال 67-66 دو نفر 4/76 درصد، در سال 68-67 دو نف4/76 درصد، در سال 69-68 هفت نفر مرد 016/67 درصد،در سال 70-69 ازمردان مهاجری وجود ندارد و در سال 71-70 دو نفر مرد4/76 درصد، در سال72-71 شش نفر مرد که 14/29 درصد از مهاجرین را تشکیل میدهند. در سال 73-72 پنج نفرمهاجر مرد که11/9 درصد مهاجرین مرد است. در سال 74-73 هشت نفر مرد ک19/05 درصد، در سال 75-74 نه نفر مرد مهاجر که21/43درصد از مهاجرین را تشکیل میدهد. در بین زنان در سال 66-65 سه زن براب18/75 درصد، در سال 67-66 دو نفر براب12/5 درصد در سال 68-67 یک نفر براب6/25 درصد، در سال 69-68 یک نفر براب6/25 درصد در سال 71-70 مهاجر وجود ندارد. در سال 72-71 نیز مهاجر زن وجود ندارد. در سال 73-72 دو نفر زن براب12/5 درصد، در سال 74-73 یک نفر برابر مهاجرین زن و مرد دیده میشود که در مردان تعداد مهاجرین بین 1 تا 9 در نوسان بوده در حالی که در بین زنان حداقل 1 و حداکثر 4 نفر مهاجر بوده اند. در بین جمعیت زنان از سال 65 لغایت 75 در تعداد مهاجرین نظم بخصوصی مشاهده نمیشود ولی در بین مردان میتوانیم بگوییم که سیر صعودی دارد. در سال 65، 1 نفر و در سال 75 به 9 نفر رسیده ولی در بین زنان در سال 65، 3 نفر زن مهاجر و در سال 75، 4 نفر مهاجر دیده میشود. فراوانی مهاجرین بر حسب میزان سواد به تفکیک زن و مرد از نتایج چنین بر میآید که از مردان مهاجر 3 نفر از آنان دارای سواد ابتدایی 7 نفر راهنمایی 21 نفر دیپلم و 11 نفر دارای تحصیلات عالی بوده اند و بیشترین مهاجرین 50 درصد از مهاجرین مرد دیپلمه بوده اند و از بین زنانی که مهاجرت کرده اند 6 نفر دارای تحصیلات ابتدایی که37/5 درصد از مهاجرین زن را تشکیل میدهد و 8 نفر دارای تحصیلات راهنمایی که 50 درصد مهاجرین زن را تشکیل میدهند و در دوره دیپلمه و عالی هر کدام تنها یک نفر بوده اند که هر کدام6/25 درصد مجموعه زنان مهاجرند.مقایسه این دو گروه چنین نشان میدهد که بیشترین زنان مهاجر کسانی بوده اند تحصیلات راهنمایی داشته اند. در مردان کسانی که دارای دیپلم بوده اند بیشترین تعداد مهاجرین را تشکیل میدهند. همچنین این میزان در بین زنان و مردان بصورت معکوس هستند. به این ترتیب که در مردان هر چه سواد بیشتر باشد مهاجرین بیشترند در حالی که در بین زنان هر چه سواد کمتر باشد میزان مهاجرت بیشتر است. توزیع مهاجرین بر حست علّت مهاجرت به تفکیک زن و مرد در بررسی دلایل مهاجرت مشاهده میکنیم که از مردان یک نفر به دلیل ازدواج مهاجرت کرده که 2/38 درصد از جمعیت مزبور را تشکیل میدهد و 15 نفر برای ادامه تحصیل که35/72 درصد از این افرادند و 13 نفر برای کار که معادل95/30 درصدند 11 نفر برای گذراندن خدمت سربازی که معادل 26/19 درسد میباشد یک نفر بدلیل نداشتن مسکن و یک نفر به دلیل اشتغال همسر خود مجبور به مهاجرت شده اند و از زنان 11 نفر بدلیل ازدواج که 68/75 درصد از مهاجرین زن میباشند. 4 نفر بدلیل ادامه تحصیل و 1 نفر بدلیل کار مهاجرت کرده اند. در مقایسه این دو جنس میبینیم در مردان بیشترین مورد ادامه تحصیل ذکر شده و بعد از آن که کار و سربازیست ولی در زنان بیشترین رقم مربوط به ازدواج میباشد و در مجموع ادامه تحصیل بیشترین مورد را به خود اختصاص داده با 19 مورد و32/76 درصد، بعد از آن کار با 14 مورد و24/4 درصد بعد از آن ازدواج با 12 مورد و20/69 درصد و سربازی با 11 مورد و18/97 درصد. توزیع فراوانی مهاجرین بر حسب نوع شغل قبل از مهاجرت به تفکیک زن و مرد چنین نشان میدهد که از مجموع 58 نفر مهاجر که 42 نفر مرد و 16 نفر زن بودند از مردان 29 نفر قبل از مهاجرت به تحصیل اشتغال داشتند ک69/04 درصد از مهاجرین مرد هستند و از مردان 8 نفر کارمند معادل19/04 درصد،2 نفر نظامیمعادل4/76 درصد، 2 نفر سرباز معادل4/76 درصد، 1 نفر دندانپزشک معادل2/38 درصد. از زنان نیز 14 نفر محصل معادل78/5 درصد، 2 نفر خانه دار معادل 12/5 درصد بوده اند و از کل جمعیت زن و مرد 43 نفر محصل معادل74/87 درصد، 8 نفر کارمند معادل 13/79 درصد، 2 نفر خانه دار معادل3/45 درصد، 2 نفر نظامی معادل3/45 درصد، 2 نفر سرباز معادل 3/45 درصد، 1 نفر دندانپزشک معادل1/72 درصد از کل جمعیت را تشکیل میدادند. |
| ساعت ٥:٠۳ ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ فروردین ،۱۳۸٥ |
|
تفریحات و سرگرمی ها تفریحات و سرگرمی ها نیز مانند دیگر جنبه های زندگی با تأثیر پیشرفتهای تکنولوژیکی و تغییر شیوه های ارتباطی مردم با یکدیگر نسبت به گذشته تفاوت زیادی پیدا کرده است. در روستای ده برآفتاب به این علّت که مردم غالباً از امکانات زندگی نسبتاً یکسانی برخوردار بودند و هر از چند گاهی در موقع معین به حوالی روستا کوچ می کردند ( جهت تعلیف دامها در اواخر بهار و تابستان ) ارتباطات آنان نزدیک تر بوده و تفریحات و سرگرمی های آنان نیز در زندگی شان جایگاه بهتری نسبت به امروز داشت. با ورود برق و تلویزیون به درون خانه ها دامنه ارتباطات محدودتر گشته و زمان بیشتری را بخود اختصاص داده است. و همچنین ورود سرگرمی های جدید و امکان با سواد شدن افراد باعث گردیده تا بسیاری از تفریحات سنتی فراموش گردند و فقط گاهی از جهت دلزدگی از تفریحات وارداتی و نامأنوس با روحیه این مردم به بازیها و سرگرمی های گذشته رو بیاورند. بازیهای محلی که ذکر آنها در صفحات آینده خواهد رفت در گذشته با رونق بیشتری رواج داشته و اکنون فقط در زمانهایی که مردم امکان گردشدن دور هم را می یابند اجرا می گردند مانند عید نوروز یا تعطیلات تابستانی که عده ای از افراد با هم باشند. تعدادی از این بازیها منشأ اعتقادی و خرافی داشته وعده ای دیگر بدلیل شرایط زیست محیطی و یا اجتماعی بوده اند که مردم به ابداع آنها همّت گمارده اند.از نوع اول هدرسه (Hadersah) و از نوع دیگر آن چوب بازی را می توان نام برد. که در چوب بازی روحیه ستیز و نبرد در آن مشاهده می گردد و همچنین آمادگی جسمانی فرد را برای دفاع فراهم می کند و با الاختر که فرد را با اندامی ورزیده جهت زندگی در طبیعت خشن کوهستان آماده می کند و یا کلکلهKelkele bard ) (که با پرتاب سنگ و شانه گیری هدف خاصی هم بازوهای افراد آماده و قوی می شود و همچنین در نزاعهای دسته جمعی وسیله ای که در دسترس همه است سنگ می باشد. تمرینی است برای دقیق تر زدن طرف مقابل و یک دلیل دیگر شاید این باشد که در گذشته بدلیل وجود جنگلهای انبوهی که وجود داشته و حیوانات زیادی در آن زیست می کرده اند و نبود اسلحه گرم برای دفاع از خود ، آنان را وادار می کرده که از ابتدایی ترین وسیله یعنی سنگ استفاده کنند و همچنین برای شکار حیوانات و پرندگان حلال گوشت از آن بهره می برده اند. بازیهای محلی[1] -هدرسه ، Hadersah : هدرسه ، هدرسه ، بارون بزن به کاسه. این بازی نشانگر یکی از اعتقادات مردم می باشد که در مواقع خشکسالی برای باریدن باران انجام می گیرد. بدین گونه است که : تعدادی از افراد روستا جمع شده و هر یک دوعدد سنگ برداشته آنها را به همدیگر می زنند و هماهنگ با صدای سنگها این آواز را بصورت دسته جمعی می خوانند «هدرسه ، هدرسه ، بارون بزن به کاسه » در برخی مناطق بجای سنگ از چوب استفاده می کنند و در حال خواندن آواز و زدن چوب به زمین بطرف منازل حرکت کلی ، Keli در این بازی افراد به دو دسته تقسیم می شوند و در دو طرف زمین قرار می گیرند . دو قطعه چوب یکی حدود 30 سانتی متر و دیگری حدود یک متر آماده نموده و شیاری که حدوداً به طول 20 سانتیمتر و عرض 10 سانتی متر و عمق 10 سانتی متر در زمین ایجاد می کنند و چوب 30 سانتی متری که به چوب کلی معروف است را روی شیار قرار می دهند ( بطور افقی ) و با چوب بزرگتر کلی را از زمین بلند کرده بطرف گروه مقابل پرتاب می کنند. افراد گروه مقابل نیز هر کدام چوبی با اندازه های مختلف در دست دارند و هنگامیکه چوب کلی بطرف آنها پرتاب می شود سعی می کنند قبل از آنکه به زمین بیفتد با چوبهای خود کلی را در هوا بزنند. اگر کلی زده شد فردیکه آنرا پرتاب کرده دیگر نمی تواند کلی را پرتاب نماید و گاهی کلی در هوا توسط یکی از افراد گروه مقابل گرفته می شود و به پشت گودال انداخته می شود در این موقع هفت بیست به حساب می آید. اگر چوب کلی زده یا گرفته نشود گروه اول چوب بزرگتر را روی شیار قرار می دهند و گروه مقابل سعی می کنند که با چوب کلی چوب برگتر را بزنند. چنانچه زده شود شخصی که در کنار گودال چوب کلی را پرتاب نموده دیگر نمی تواند آنجا بازی کند اگر بازی دو نفر باشد جایشان عوض می شود و در صورتیکه تعدادشان از دو نفر بیشتر باشد فرد دیگری از همان گروه کلی را روی گودال قرار داده و بطرف گروه مقابل پرتاب می کند و باز به همان ترتیب عمل می شود و چنانچه کلی و چوب بزرگتر هیچکدام زده نشوند هنگام پرتاب کلی بطرف چوب بزرگ فرد مزبور چوب بزرگ را برداشته و روی یکی از دو طرف کلی میزند و هنگامیکه از زمین بلند شد باید به سرعت به کلی زده تا از شیار فاصله بیشتری بگیرد. این عمل تا سه مرتبه تکرار می شود و فاصله بین شیار و کلی را با چوب بزرگ اندازه گرفته چنانچه با احتساب ضربات وارده بر کلی و فاصله بین شیار و کلی از بیست بیشتر باشد بعنوان امتیاز گروه اول در نظر گرفته می شود و اگر فردی از همین گروه قبلاً بازی را باخته بود با این امتیاز به بازی بر می گردد. بازی به همین ترتیب دنبال می شود تا زمانیکه همه افراد کلی را پرتاب کرده باشند. هیلو که همان تاب است و لی با استفاده از طناب که روی شاخه درختی می بندند استفاده می شود. برف بازی – گره برفی ( Gera barfiy این بازی هنگام زمستان و در روزهای برفی انجام می گیرد. بچه هائیکه می خواهند بازی را اجرا نمایند به دو گروه تقسیم شده و در فاصله ای دور از هم قرار می گیرند و سپس بازی آغاز می شود. در این موقع برف را با دستهای خود جمع کرده و آنرا فشار می دهند تا به شکل گلوله های گرد و محکم در آید آن وقت آنها را بسوی یکدیگر پرتاب می نمایند. این بازی از جمله بازیهایی است که احتمال دارد در خاتمه به دعوا و زد و خورد بیانجامد زیرا ممکن است برف به چشم یا جاهای حساس دیگری از بدن اصابت نموده یا بعضی سنگریزه در گلوله برفی قرار دهند که باعث دعوا می شوند. این بازی بین دو نفر هم وزن که همسن باشند انجام می گیرد و بیشتر مخصوص کودکان نوجوان است که یک چوب به طول حداقل دو متر آماده نموده و آنرا روی مانعی قرار می دهند بطوریکه وسط چوب روی مانع قرار گیرد و دو طرفش آزاد باشد و دو نفر روی آن سوار می شوند و بازی را ادامه می دهند. گوشتیل – گوشتری Gooshi tari ) ( این بازی برای نشان دادن زور و قدرت و انرژی هر فرد بکار می رود. بدین صورت است که بچه ها در یک مکان جمع شده و دو به دو با هم گوشتیل می گیرند. در موقع انجام این بازیها دستهای طرفین یکی از زیر بغل و دیگری روی کتف طرف مقابل رد شده و در پشت کمر یکدیگر قفل کرده و آماده زورآزمایی می شوند در این بازی فردی پیروز است که بتواند حریف را از زمین بلند کرده و به زمین بزند. این بازی یک بازی جمعی است که طرفداران بسیاری دارد و افراد به دو دسته تقسیم می شوند و یک توپ کوچک که قبلاً از موی گاو می ساختند ولی اکنون از توپهای بادی استفاده می شود و یک چوب سر پهن حدود نیم متر آماده می کنند. برای انتخاب گروهی که بازی را شروع کند دو نفر از هر دو گروه با چوب به توپ ضربه می زنند که هر کدام فاصله بیشتری از موضع ( دک ) توپ را بفرستند گروه شروع کننده بازی شناخته می شود. (دک ) محلی است که قبل از شروع بازی با توافق هر دو گروه بعنوان هدف معین می گردد و معمولاً با یک سنگ که حدوداً 10 تا 20 متر با آنها فاصله دارد مشخص می شود. دسته ای که قرار است بازی را شروع نماید در یک سوی زمین همراه یکی از افراد گروه دوم ایستاده و بقیه افراد گروه دوم در طرف مقابل و در اطراف دک پخش می شوند . فردی که در کنار گروه اول ایستاده برای افراد این گروه توپ را به هوا پرتاب می کند در این حال یکی از افراد گروه اول که چوب را در دست دارد باید فوراً با چوب به زیر توپ بزند . چنانچه چوبش نخورد تا سه مرتبه می تواند بازی را تکرار کند. کسی که قرار است با چوب به توپ بزند به محض اینکه چوب را به توپ زد باید فوراً به طرف دک بدود و مراقب باشد زمانی که گروه مقابل توپ را گرفتند و به طرف او پرتاب می نمایند به او برخورد نکند و چنانچه فرد ضربه زننده به توپ توسط گروه مقابل با توپ زده شود جای دو گروه عوض می شود و اگر فرد ضربه زننده به توپ موفق نشود که توپ را تا سه مرتبه پرت کند توسط فردی که توپ را به هوا پرتاب می کند مورد کتک کاری قرار می گیرد و فرد اول برای جلوگیری از این امر به طرف دک می دود و چنانچه به درک رسید کسی با او کاری ندارد. اغادمبه Aghadombeh ) ( این بازی نیز یک بازی دسته جمعی است و طرز انجام آن بدین صورت است که کودکان و نوجوانان شب هنگام در یک مکان جمع می شوند و در یک صف منظم می ایستند و یکی از بچه ها در مکانی دورتر از بقیه می خوابد. بچه ای که در مکان مخصوص خوابیده گرگ نام دارد و هنگام خوابیدن زانوهایش را زیر شکمش قرار می دهد. بچه هائیکه بصورت یک صف منظم ایستاده اند یکی را که از بقیه بزرگتر باشد و فنون بازی را بهتر بداند در اول صف قرار می دهند . هنگامیکه صف تشکیل شد هر نفر از پشت لباس لباس نفر جلویی دیگری را می گیرد بطوریکه مثل زنجیر به هم مرتبط شوند. پس از این کار فرد جلودار صف می گوید« آغی پسی » یعنی « آقای پشت سری » و دیگران جواب می دهند « بله » « دنبه داری » « بله » ، « بیشه داری » « بله » تبر داری : بله! هیزم اینجاست . برویم آنرا خرد کنیم دیگران هم بدنبال او به همان شکل زنجیر ایستاده اند به راه می افتند تا به گرگ برسند. گرگ که در این موقع خوابیده است هیچ حرکتی از خود نشان نمی دهد . بچه ها یکی پس از دیگری از روی او عبور می کنند همینکه نوبت به آخرین نفر رسید گرگ از جایش بلند می شود که امکان دارد فرد آخری به زمین بیفتد و گاهی ممکن است که عبور کند در این وقع گرگ به قصد گرفتن یکی از آنها می رود که معمولاً آخرین نفر طعمه گرگ می گردد. ولی فرد جلو دار مقاومت کرده و از گرفتن یکی از یاران خود توسط گرگ ممانعت می کند و بازی به همین شکل ادامه پیدا می کند. این بازی بیشتر بین چوپانان و دختران کوچک رواج دارد. شیوه اجرای آن بدین شکل است که ابتدا چند عدد سنگ کوچک به شکل و اندازه گلوله جمع کرده و بازی را شروع می کنند. تعداد سنگها معولاً پنج عدد می باشد. یکی از سنگها را در دست گرفته و چهار عدد دیگر را روی زمین قرار میدهند بعد سنگی را که در دست دارند به هوا پرتاب کرده و قبل از اینکه به زمین برسد یکی از سنگها را از زمین بر میدارند سپس سنگی را که برداشته اند در دست دیگر قرار داده و دوباره همان کار ار تکرار می کنند تا اینکه همه سنگاها را از زمین بلند کنند. این مرحله اول بازیست در مرحله دوم یکی از سنگها را به هوا پرتاب کرده و بقیه سنگهایی را که روی زمین قرار دارد دو تا دو تا بر می داردو در مرحله بعدی سنگها را سه تا سه تا و بعد چهار تا چهار تا و در مرحله بعدی پنج سنگ را به هوا انداخته و با پشت دست آنها را می گیرند. بعضی ها معتقدند که بازی قطور باعث خشک شدن شیر گوشفندان و گاوها می شود و همین امر باعث شده تا جنبه منفی پیدا کند. بازی کنان به دو گروه چند نفره تقسیم می شوند سپس جایی را برای آغاز بازی انتخاب می کنند و یکی از گروهها با توافق طرفین در محل تعیین شده چشمهای خودشان را بسته و گروه دیگر در محلّی مخفی می شوند. پس از چند لحظه گروه اول چشمهای خود را باز می کنند و به دنبال افراد پنهای شده می رود. در این هنگام اصطلاح ( خناتپک جاته بگه ) را بکار می برد. یعنی خناتپک جایت را بگو . افراد پنهان شده هنگامی که احساس کردند پناهگاهشان کشف شده بطرف مکان تعیین شده حرکت می کنند و در این موقع باید مواظب باشند که توسط گروه مقابل دستگیرنشوند چنانچه فردی از گروه پنهان شده دستگیر شود فردی که او را دستگیر کرده بر دوشش سوار شده و تا هدف از قبل تعیین شده به سواری ادامه می دهد. این بازی معمولاً در شب انجام می گیرد و افرادی که به آن مشغولند احساس خستگی نمی کنند و معمولاً نوجوانان به آن می پردازند. گرنا – گرنا دوال Gorna ) ( بازی کنان بعد از اینکه به دو گروه تقسیم شدند دایره ای را به اندازه ای که همه افراد در آن جای گیرند روی زمین می کشند. سپس چند طناب یا کمربند به تعداد یک گروه از افراد بازی ، به موازات شعاع دایره گذاشته می شود. دو گروه ابتدا قرعه کشی می کنند و قرعه به نام هر گروهی که درآمد آن گروه وارد دایره شده و گروه دیگر به دور دایره جهت بردن طنابها ( کمربند ها ) حرکت می کنند . افرد داخل دایره باید از طنابها مواظبت نموده تا بوسیله افراد بیرون از دایره برده نشود. و بازیکنان خارج از دایره هم باید مراقب باشند تا بوسیله افراد و بازی کنان داخل دایره زده نشوند. اگر افراد داخل دایره فردی از گروه دیگر را با پا بزند در صورتی که فرد زننده از دایره بیرون نیاید ( یعنی حتماً یکی از پاهایش باید بیرون از دایره باشد) و به هنگام زدن پایش از نشیمنگاه به پائین فرد مذکور بخورد. جای دو گروه عوض می شود. اما اگر چنانچه افرد بیرون از دایره موفق شوند یکی یا تعداد بیشتری از طنابها را بر بایند با تمام توان افراد گروه داخل دایره را مورد حمله و کتک کاری قرار می دهند و تا زمانی که یکی از آنها زده نشود این وضع ادامه می یابد . بنابراین ممکن است تمام طنابها ربوده شوند که در آن موقع وضع افراد داخل گروه وخیم تر خواهد بود. پشکله غار Peshkelaghar ) ( این بازی توسط دو یا چند نفر انجام می گیرد هر نفر سه گودال نسبتاً کوچک در زمین به اندازه یک عدد پرتغال ایجاد می کنند که گار یا غار معروف است. سپس در درون هر غار 15 عدد فضله گوسفند (پشکل ) قرار می دهند . اگر بازی را دو نفر انجام دهند هر یک سه غار و درون هر غار 15 عدد پشکل قرار می دهند که جمعاً 90 پشکل می باشند. بازی بدین ترتیب شروع می گردد که : ابتدا یکی از بازیگران 14 عدد از پشکلهای یکی از غارهای خود را بر می دارد و یکی را درون آن باقی می گذارد و سپس آنها را زا سمت چپ به ترتیب بین همه غارها تقسیم می کند. اگر آخرین عدد شکل روی یکی از غارهای خود بیفتد آن گار بعنوان ( غوچی ) به حساب می آید . اما اگر آخرین عدد در هنگام تقسیم روی یکی از گارهای طرف مقابل بیفتد آن گار را برداشته و تنها یک عدد در آن باقی گذاشته و به همان شکل اول بازی را ادامه می دهند و به ترتیب درهر غار یک عدد پشکل می اندازند . چنانچه دوباره آخرین عدد روی یکی از غارهای خودش بیفتد به عنوان غوچی به حساب می آید. اگر گار غوچی انتخاب شد طرف مقابلش انجام شده به بازی ادامه میدهند به شرط آنکه روی گار غوچی طرف دانه ای نیاندازد. چنانچه اشتباهاً عددی بیاندازد قبل از آنکه طرف مقابل (تتیش پا موچش ) می تواند عددی را که انداخته بردارد و به بازی ادامه دهد. اما چنانچه طرف مقابل زودتر بگوید تیتیش باید هر چه پشکل دارد داخل گار غوچی طرف اول بیاندازد و باز نفر اول دوباره بازی را ادامه می دهد. به همین ترتیب یکی از غارهای خود را به غیر از غوچی را برداشته و به بازی ادامه می دهد. باز چنانچه دانه آخری بکار غوجی رسید باز اعداد را داخل گار غوچی طرف اول بیاندازد و باز نفر اول دوباره بازی را ادامه می دهد. به همین ترتیب یکی از غارهای بغیر از غوچی برداشته و به بازی ادامه می دهد باز چنانچه دانه آخری به گار غوچی رسید باید دانه را داخل آن انداخته و نفر دوم بازی را ادامه می دهد. بازی به همین نحو ادامه پیدا می کند تا اینکه به جز غارهای غوچی در بقیه غارها فقط یک عدد پشکل وجود داشته باشد . بعد هر نفر دانه هایی را که در غارهای خود وجود دارد برداشته و در غار غوچی می اندازد. بعد از این کار هر نفر تعداد پشکلهای داخل گار غوچی خود را شمارش می کند. پس از شمارش معلوم می شود که کدامیک از دو نفر پشکل بیشتری را جمع آوری نموده اند. طریقه شمارش بدین صورت است که هر فرد تعداد 45 عدد پشکل متعلّق به خود را کنار گذاشته و بقیه را شمارش کرد بر تعداد پشکلهای خود اضافه می نماید. بعد به ازای تعداد پشکلی که هر نفر مازاد بر پشکلهای خود بدست آورده به همان میزان طرف مقابل بازی را باخته و بازی به همین منوال ادامه پیدا می کند تا اینکه طرف بازنده باخت خود را جبران نماید. منظور از کل سنگی است که بطور عمود در زمین قرار می دهند و بازی مزبور بصورت یک کلی یعنی هر طرف فقط یک کل می نشانند و بصورتهای سه کلی هم وجود دارد. در بازی یک کلی افرد در دو طرف قرار الختر Alakhtor بازی الختر تنها به خردسالان اختصاص ندارد و بزرگسالان نیز علاقه فراوانی به این بازی نشان میدهند . نحوه انجام آن بدینگونه است که بازی کنان همانند دیگر بازیها به دو دسته مساوی تقسیم شده و در مقابل یکدیگر قرار می گیرند. پارچه یا شیء دیگری را به کنار می گذارند ، هنگامی که دو دست در مقابل هم قرار گرفته باید هر کدام از آنها پای چپ خود را از پشت سر با دست راست بگیرد( انگشت پا را ) و با پای دیگر حرکت نمایند و مبارزه از همین جا آغاز می شود. گروهی که پارچه را در کنار خود دارند باید کاملاً مواظب باشند که هیچ کس از افراد دسته دیگر به طرف آن نزدیک نشوند . گروه مقابل هم قبلا به طر مخفیانه شخصی را برای انجام این کار انتخاب نموده اند که وظیفه اش تنها این است که خود را به پارچه برساند و با پا بر آن بکوبد، در هنگام مبارزه هر کسی کوشش می کند که طرف مقابل خود را از پای در آورد. منظور از پای در آوردن این است که او را به زمین بزند هر کس که به زمین بخورد یا پایش از دستش رها شود از بازی اخراج شده و مبارزه همچنان ادامه می یابد . تا اینکه فرد مشخص شده مغلوب گردد و یا خودشان شکست بخورند. چنانچه شخص مزبور موفق به انجام این کار شود برای سه مرتبه در مقابل هم قرار می گیرند هر کدام که مغلوب شوند کنار می رود و فرد دیگری از آن گروه با شخص غالب به مبارزه می پردازد. تا اینکه یکی از دو گروه پیروز شود. اگر گروهی که مواظب هدف بودند پیروز شدند که جبران باخت خود را نموده اند اما اگر گروه دوم پیروز شوند باید بر پشت افراد گروه مقابل سوار شده و فاصلا های را بپیمایند . این کار به همین صورت ادامه پیدا می کند. اعیاد عید فطر در روز عید فطر ابتدا نماز عید فطر را به جماعت می خوانند و هر کس که بتواند در آن شرکت می کند این مراسم قبلاً توسط یک نفر از اهالی روستا که مردم به آن اعتماد داشتند اقامه می شد ولی در سالهای اخیر از طرف سازمان تبلیغات اسلامی یک نفر روحانی به روستا اعزام می شود که در ایّام ماه محرم تا روز عید فطر در روستا کلاسهای مختلف قرآن و احکام و ادعیه را اجرا می کند و مردم هم هرکس به تناسب وضع مادی خود مبلغی را به این روحانی پرداخت می نمایند که توسط یک نفر جمع آوری می شود و به فرد روحانی داده می شود. زکات فطریه یک روز قبل از عید فطر یعنی آخرین روز از ماه رمضان هر خانواده مقدار فطریه را جمع نموده و به فرد یا افراد مستحقّی که با وی نسبت فامیلی دارند می دهند. در صورتیکه افراد وضع مادی فقیرانه ای داشته باشند مبلغ زکات فطریه را از فرد بزرگ خانواده تا به کوچکترین فرد خانواده دست به دست می گردانند و این مبلغ را به فرد کوچک خانواده می دهند و یا به فرد مستحقّی می پردازند که غالباً به یکی از بستگان نزدیک داده عید قربان این عید از جمله اعیادی ست که در نزد مردم دارای احترام والایی است و هر کس با کشتن بز ، گوسفند ، گاو و تقسیم گوشت آن بین همسایگان این روز را گرامی داشته و با این عمل و یاد آوری حماسه ابراهیم(ع) با تیغ عبودیت ، نفس حیوانی خویش را می کشند. عید مردگان در آخرین پنجشنبه هر سال هر خانواده با پختن غذایی به قبرستان می روند و در نزدیکی قبور سفره بزرگی را پهن کرده و تمامی افراد روستا دور سفره می نشینند و با هم به خوردن غذا مشغول می شوند این عمل که در پایان زمستان و آغاز حیات طبیعت صورت میگیرد به انسان این نکته را یادآوری می کند که مرگ پایان زندگانی نیست و حیاتی بعد ازمرگ وجود دارد. این مراسم برای یاد گردن از گذشتگان و یادآوری مرگی است و با فاتحه برای مردگان ختم می شود. عید نوروز جشن عید نوروز مناسبت خوبی است برای رفع کینه ها و عداوتها و معمولاً افرادی که با یکدیگر در سال گذشته خصومتی پیدا کرده اند در این موقع با وساطت افراد مورد احترام به منازل یکدیگر رفته و کینه را از دل یکدیگر می زدایند. درگذشته کودکان و نوجوانان با فرا رسیدن فصل نوروز کیسه کوچکی برداشته و به در تمامی منازل می رفتند و به اصطلاح عیدی می گرفتند که این عیدی مخلوطی بود از گندم بو داده، کل خنگ و مغز زردآلو که معمولاً این کار دسته جمعی انجام میشد. در عید نوروز بزرگترها نیز به منازل آشنایان ، وابستگان و همسایگان خود می روند و سال نو را به آنان تبریک می گویند و افراد روستا جهت زدودن غم از چهره کسانی که فردی را در سال گذشته از دست داده اند به منازل آنان رفته و با خرید لباس نویی سعی در آن دارند تا شادی را به میان آنها باز گردانند و درباره خانواده های شهدا نیز هر سال تکرار می گردد. شب نشینی شب نشینی درگذشته یک امر رایج بین مردم بوده و در کنار افراد برگ فامیل ( ریش سفیدان ) جمع تفریحاتیکه در گذشته وجود داشته با ورود وسایل و بازیهای جدید کم کم فراموش می گردد. از جمله بازیهای جدید که در روستای ده برآفتاب رایج است فوتبال ، والیبال و شطرنج است . که جوانان و نوجوانان زیادی را در اوقات فراغت گرد هم می آورد. زمین فوتبال و والیبال مدرسه راهنمایی روستا مکانی است که در عصرها و روزهای تعطیل جوانان و نوجوانان روستا را در خود دارد. میهمانی میهمانی به دو صورت انجام می گیرد: 1- اینکه فرد ، افرادی را دعوت می کند که میهمان او باشند که زمان آن را معین می کنند. 2- فرد یا افرادی برای سرکشی به منزل فرد دیگری می روند که در مورد دوم غالباً بصورت سرزده و بدون اطلاع قبلی صورت می گیرد و در این میهمانی ها بیشتر افرادی که نسبت فامیلی نزدیکی یا یکدیگر دارند انجام می گیرد. میزبان در این میهمانی ها نهایت سعی خود را بکار می گیرد تا از میهمانان خود بخوبی پذیرایی نماید و در انجام خدمت به آنها از هیچ نکته ای فروگذاری نمی کند. در صورتی که میهمانان غریبه باشند یا اصطلاحاً ، ( هم چشم ) باشند احترام و اکرام آنان به مراتب بیشتر خواهد بود و در سر سفره غذا یک نفر بالای سر آنان ایستاده و به آنان آب می دهد.
[1] - بخش بازیهای محلی با استفاده از کتاب « بازیهای محلی » نوشته ... امیریان ، نوشته شده است . [2] - نوعی پسته کوهی که از بن کوچکتر و نرمتر است و به آسانی در دهان خورد می شود و در نواحی گرمسیری بیشتر وجود دارد. |
| ساعت ۱۱:۱٤ ق.ظ روز سهشنبه ٢٢ فروردین ،۱۳۸٥ |
|
تعلیم و تربیت در خانواده ( شیوه اجتماعی کردن کودکان ) اجتماعی شدن فرایندی است که به انسان، راههای زندگی کردن در جامعه را می آموزد، شخصیت میدهد و ظرفیتهای او را در جهت انجام وظایف فردی و به عنوان عضو جامعه، توسعه می بخشد.[1] می توان به گروهها یا زمینه های اجتماعی که فرایندهای مهم اجتماعی شدن در درون آنها رخ میدهد تحت عنوان عوامل اجتماعی شدن اشاره کرد. در همه فرهنگها خانواده عامل اصلی اجتماعی شدن کودک در دوران طفولیت است. امّا در مراحل بعدی زندگی فرد، بسیاری از عوامل دیگر اجتماعی شدن نقش دارند. یکی دیگر از عوامل اجتماعی شدن گروه همالان است. گروههای همالان گروههای دوستی کودکان هم سن هستند افرادیکه در درون یک مجموعه سنی خاص قرار می گیرند معمولاً در سراسر زندگی شان ارتباطات نزدیک و دوستانه برقرار میکنند. مدارس، آموزش در مدارس یک فرایند رسمی است. یک برنامه معین از درسی که باید فراگرفته شوند وجود دارد. با وجود این مدارس از جنبه های ظریف تر عوامل اجتماعی شدن نیز هستند. علاوه بر آموزش رسمی در مدارس چیزی که بعضی جامعه شناسان آنرا برنامه آموزشی پنهان نامیده اند وجود دارد که یادگیری کودکان را مشروط می کند. از کودکان انتظار می رود که یاد بگیرند در کلاس آرام باشند و به موقع در کلاس درس حاضر شوند و مقررات انظباتی مدرسه را رعایت کنند. [2] رسانه های گروهی، روزنامه ها و کتابها، رادیو و تلویزیون، فیلمها، موسیقی ضبط شده در مجلات عمومی ما را در ارتباط نزدیکی با تجاربی قرار میدهند که به گونه دیگر نمی توانستیم آگاهی چندانی از آنها داشته باشیم. [3] توسعه ارتباطات جمعی دامنه عوامل اجتماعی شدن را وسعت بخشیده است. گسترش رسانه های همگانی چاپی بعداً با استفاده از ارتباط الکترونیکی همراه شد. بویژه تلویزیون تأثیر نیرومندی دارد و هر روز در فواصل منظمی تمام افراد از همه گروههای سنی را تحت تأثیر قرار میدهد. اجتماعی شدن در سراسر زندگی ادامه می یابد. در هر مرحله زندگی شخص، مراحلی انتقالی وجود دارند که می بایست طی شوند یا بحرانهایی که می بایست بر آنها غلبه کرد. [4] تعلیم و تربیت در روستای دهبرآفتاب الف) درخانواده همانطور که اشاره شد خانواده اولین و مهمترین عامل در اجتماعی کردن کودکان است. زیرا تجربه کودک و طفل بسیار خردسال کم و بیش منحصراً در درون آن شکل میگیرد. از آنجا که روستای دهبرآفتاب یک محیطی است که بافت سنتّی خویش را نسبتا حفظ کرده است و شرایط زندگی در این محیط با یک محیط شهری و حتی روستایی امکاناتی مانند مهد کودک و... در آنان وجود دارد متفاوت است به همین دلیل کودکان تا سن مدرسه بیشترین وقت خود را در خانواده کنار پدر و مادر و سایر افراد خانواده می گذرانند. اما اگر چه در کنار خانواده اند ولی ورود تلویزیون به منازل روستایی همراهی والدین و الگودهی آنان به فرزندان را کمرنگ تر ساخته است. تا زمانیکه طفل قادر به راه رفتن نیست. بیشترین رابطه را با مادر خود دارد ولی از زمانیکه قادر به راه رفتن باشد دامنه این روابط گسترده میشود و با پاگذاشتن به بییرون از خانه با بچه های کوچک همسایه ها رفت و آمد برقرار می کند و گاهی توسط پدر، مادر یا برادر و خواهر بزرگتر خویش به مکانهایی مثل مسجد و یا میهمانی ها برده می شوند که روابط دامنه دار تر شده و به این ترتیب است که فرد تا دوران خاصی از زندگی اش آموزش او فقط از طریق تقلید صورت می گیرد که او تقلید می کند و اطرافیان به تلقین شیوه های زندگی به او می پردازند و این جریانی است که بطور ناآگاهانه توسط هر دو طرف صورت می گیرد. شیوه های تکلم از زمانی که طفل زبان باز می کند شیرینی خاصی در نزد افراد خانواده دارد که هم آموزش او صورت میگیرد و هم یک سرگرمی است برای اهل منزل. از دوران طفولیت که فرد با روستا، زمین، کشاورزی و زندگی در یک جامعه روستایی آشنا میشود و با آداب و رسوم زندگی آشنا میشود کودکی که به همراه مادر خویش به یک مراسم عزاداری می رود کم کم یاد می گیرد که در زمان فوت یک فرد خوشحالی کردن کار پسندیده ای نیست و این امر با تشویق و تنبیه هایی که اطرافیان نسبت به او اعمال میکنند درونی می کند و وقتی می بیند که برادر یا خواهر بزرگتر از وی از مدرسه بر می گردد و شروع به درس خواندن می کند از نیز دوست دارد که به مدرسه راه یابد و اولین آرزوهای کودک شکل می گیرد. در دوران طفولیت است که فرد یاد می گیرد که یک دختر است یا یک پسر و پسر بودن لزوم رعایت برخی نکات را ضروری می یابد و با ممنوعیت هایی در این زمینه آشنا میشود. مثلاً یاد می گیرد که باید روسری بپوشد چون یک دختر است به این نحو است که فرد با وجود آزادی خویش نیز نسبتاً آشنایی پیدا می کند. آگاهی با مفاهیمی مثل عمو، عمه، دایی، خاله، و... نیز در دوران طفولیت شکل می گیرد و این امر در یک خانواده روستایی که غالباً خانواده های گسترده اند و گاهی پدر بزرگ و مادر برگ مشاهده می کند او نیز به تقلید از دیگران آنرا یاد می گیرد. در یک خانواده روستایی طفل یاد می گیرد که در آینده چه نقشی را باید بر عهده بگیرد اینکه باید یک پدر باشد یا یک مادر و این مورد در بازیهای او جلوه می کند و با زحمتهای پدر و کار در درون خانه مادر آشنا میشود. یک طفل بر سر سفره آداب طعام را از پدر و مادر خویش می آموزد و کودک سعی میکند که همانند پدر و مادر خویش آداب غذا خوردن را انجام دهد. در رفت و آمدهای بزرگتران با یکدیگر آداب کلام و شیوه های معاشرت را می آموزد و در طی همین روند که بزرگتر میشود در کارهای افراد خانواده کمک می کند. اگر دختر باشد شستن ظروف و جاروکردن را با کمک مادر خویش یا زنان خانواده انجام میدهد و پسران با پدر یا برادر بزرگ خویش به سرزمینهای کشاورزی می روند و با نحوه کشت و آبیاری و برداشت و... آشنا می شوند و به این صورت زندگی فرد تا قبل از دوران دبستان می گذرد. ب) در مدرسه کودک تا اینکه پای به درون مدرسه میگذارد(در سن شش سالگی) با ورود یک فرد به مدرسه مطالب جدیدی را به او می آموزند و دامنه روابط گسترده تر شده و با همکلاسهای خود و معلمان خود زندگی جدیدی را آغاز ج) وسایل ارتباط جمعی علاوه بر عوامل ذکر شده وسایل ارتباط جمعی از جمله عوامل اجتماعی کردن افراد است. یعنی به آنان شیوه های زندگی کردن را می آموزد. در روستای دهبرآفتاب قبل از همه می توانیم از رادیو و کتاب نام ببریم که در روستا حضور پیدا کرده اند. تا زمانیکه برق وارد روستا شد منابع عمده اطلاعاتی در روستا این دو بوده اند. بعد از ورود برق به روستا و خرید تلویزیون توسط مردم روستا وقت قابل توجّهی از آنان را بخود اختصاص داد. که آن نیز تأثیر عمیقی بر نحوه زندگی، افکار و باور مردم داشته است. نزدیکی با شهر یاسوج نیز از عواملی است که باعث شده تا افراد تحصیل کرده بتوانند از محتویات روزنامه ها و مجلات آگاه شوند. که تأثیرات هر یک از این وسایل ارتباط جمعی غیر قابل انکار است. مذهب مردم این روستا همگی مسلمان و شیعه اثنی عشری هستند. مذهب عمیقاً در بین آنان نفوذ دارد. مذهب در بین اهالی روستای دهبرآفتاب به دلایل متعددی از جمله: - اینکه آنان از اولاد پیامبر هستند. جد بزرگ آنان(آقامیر) با 23 پشت به حضرت زین العابدین می رسد. - وجود میرفتاح جد آنان بعنوان یک شخصیت بر جسته مذهبی و عرفانی که نه تنها مردم این روستا که مردم دیگر نقاط استان برای او احترام زیادی قائل اند و به او اعتقاد راسخ دارند. - وجود شخصیتهای علمی و مذهبی همچون میرزینال حسینی و سیّد محمّد لطیف حسینی که تحصیل کرده حوزه های علمیه اصفهان بودند. - انتظاراتی که مردم دیگر نقاط بعنوان سادات از مردم این روستا داشتند باعث گردیده که مذهب در بین آنان از نفوذی قابل توجه برخوردار باشد. مسجد: تا قبل ازمتمرکز شدن روستائیان در مکان فعلی بعلّت پراکنده بودن منازل، لزوم احداث مسجد به نظر نمی آمد. ولی با احداث اولین منازل در روستای دهبرآفتاب در کنار خود به احداث مسجد پرداختند. با رشد جمعیت وکوچک بودن مسجد اول به احداث یک ساختمان جدید پرداختند که ساخت آن در محل بنای قدیمی از سال 74 آغاز گردیده است و مردم کلیه مراسمات مذهبی خویش را در این مکان برگزار میکردند ولی بدلیل تقدسی که برای آن قائل بودند و مسجد را صرفاً محلی برای عبادت می دانستند جهت برگزاری مراسم عزاداری دهه ی محرم و گردهمائی های افراد روستا در مواقع لازم وجود مکانی دیگر لازم بنظر می رسید که به احداث یک حسینیه با زیر بنای 500 متر پرداختند که هزینه آن از طرف اهالی روستا پرداخت گردید و اکنون کلیه مراسم مذهبی در این حسینیه بر پا میشود. چگونگی رفت و آمد مردم به مسجد و شرکت در مراسم مذهبی: افرادیکه منازل آنان در نزدیکی مسجد باشد نمازهای خود را در مسجد برگزار میکنند. در شبهای ماه محرم همه مردم در حسینیه و مسجد روستا گرد هم می آیند و به عزاداری می پردازند. همچنین در شبهای ماه مبارک رمضان که یک روحانی از طرف حوزه علمیه قم به این روستا وارد میشود. به برگزاری کلاسهای قرآن و آموزش احکام برای اقشار مختلف روستا می پردازند. علاوه بر اینها وقتی فردی از روستا از دنیا برود کلیه مراسم فاتحه خوانی و ختم آنرا در حسینیه برگزار میکنند و حسینیه از دو قسمت که بوسیله پرده ای از یکدیگر جدا میشود. در یک طرف زنان و در طرف دیگر مردان می نشینند. احساسات مذهبی مردم در فشرهای مختلف: احساسات مذهبی در بین همه مردم یکسان نیست. میتوانیم بنویسیم مسن ترین افراد سنتی ترین افرادند و تعصبات غلیظی نسبت به دین و مذهب دارند و کمتر موردیست از افراد مسن که نسبت به مذهب بی توجه و یا کم توجه باشد. در میان سالمندان افراد بسیاری وجود دارد که حافظ ادعیه و اوراد دینی هستند و در اوقات فراغت خویش به قرائت قرآن و دعاها مشغول می گردند. این گونه حالات و رفتارها در سنین پائین تر کمتر دیده میشود. مسن ترها چون تقلیدی محض اند اعتقاد آنان نیز سخت تر است. ولی در قشرهای میان سالان و افرادی که با آگاهی دوران انقلاب را درک کرده اند بینش آنان نسبت به مذهب روشنتر است و درک عمیقتری از مذهب را در ذهن دارند. اعتقادات مذهبی در میان نوجوانان و تا حدودی جوانان کمرنگ تر بوده و اعتقادات مذهبی آنان کمتر از میانسالان و سالمندان و حتی تعداد زیادی از جوانان است. ولی کمتر فردی ست در روستای دهبرآفتاب که درماه رمضان روزه نگیرد یا در عزاداریهای ماه محرم شرکت نکند. روابط متقابل مردم و رهبران مذهبی افراد و رهبران مذهبی دارای احترام زیادی در نزد مردم روستای دهبرآفتاب هستند و حرفهای آنان را سرمشق خویش می دانند و در مسائل مورد اختلاف حرف آنان مطاع است و همیشه افرادی که مورد مشورت قرار می گیرند افرادی اند که از نظر مذهبی دارای وجهه باشند. با اینکه مدت مدیدی از فوت مرحوم میر فتاح می گذرد ولی همچنان یاد او در اذهان باقی ست. همچنین سایر افراد مذهبی که در روستا بوده اند مود احترام زیادی بوده اند. در سال 1356 از روحانیون مورد تعقیب ساواک بودند که به این روستا آورده شدند و تا مدت مدیدی با لباس مبدل در این روستا زندگی میکرده اند و هرگاه که خطری احساس می شد آنانرا در مزارع پنهان میکردند، تا آنکه اوضاع آسانتر شد. این واقعه بیانگر نگرش افراد روستا نسبت به مذهب و افراد روحانی و مذهبی داشت. تأثیر مذهب در زندگی مردم روستا همانطور که قبلاً گفته شد روستای دهبرآفتاب نیز مانند اکثر نقاط روستایی ایران یک محیط سنتی است. یعنی دارای مردمی است سنّتگرا که در برابر تغییرات مقاومند و پایبندی آنان به آداب و رسوم و آئین گذشتگان راسخ است و با توجه به زمینه های تاریخی وجود مذهب در بین اهالی این روستا، مذهب در تمامی جنبه های زندگی آنان وارد شده است و در کوچکترین رفتارهای آنان می توان نفوذ مذهب را مشاهده کرد و در تمامی منازل می توان نشانه ای از مذهب را یافت که بیانگر تأثیر مذهب در زندگی آنان است. در زمان معاشرت با دیگران حفظ و رعایت آداب معاشرت، حقوق همسایگی، در حل اختلافات، در آداب طعام، در معاملات، در دادن خمس و زکات، در صدقه دادن، در درمان و معالجه بیماریها و توسّل جستن به دعا، در ازدواج و شاید بتوان گفت مهمترین نشانه نفوذ مذهب در بین روستائیان دهبرآفتاب تعداد شهدا، جانبازان و رزمندگانی است که در زمان جنگ هشت ساله در جبهه های جنگ حضور داشتند و می توان گفت آن اندازه که اینان از مذهب متأثر بوده اند از هیچ عامل دیگری تأثیر پذیر نبوده اند و در کاوش زندگی هر یک از این شهدا و رزمندگان می بینیم که آنان پرورش یافته دین و مکتب اند و این امر را در وصیت نامه و خاطراتی که از آنان نقل میشود می توان دریافت. زبان و لهجه زبان رسمی مردم این روستا زبان فارسی است. ولی مردم به گویش لری بویراحمدی با یکدیگر تکلّم [1] -کوئن بروس- مبانی جامعه شناسی، ترجمه توسّلی، نشر نی، ص 103 [2] - گیدنز آنتونی، جامعه شناسی، ترجمه صبوری، نشر نی، ص 86-87 [3] - گیدنز آنتونی، جامعه شناسی، ترجمه صبوری، نشر نی، ص 89 [4] - گیدنز آنتونی، جامعه شناسی، ترجمه صبوری، نشر نی، ص 96 |
| ساعت ۱٠:٤۱ ق.ظ روز سهشنبه ٢٢ فروردین ،۱۳۸٥ |
|
روابط میان خانواده ها ، خویشاوندان و همسایگان و... روستای ده برآفتاب همانند سایر نقاط روستایی ایران موقعیتی سنتّی دارد که در جوامع سنتّی هر کس استقلال اقتصادی نسبی خویش را دارا میباشد. در این گونه جوامع خانواده یک واحد تولید و مصرف بوده و هرکس قادر است نیازهای خویش را تامين نمايد. در روستای ده برآفتاب روابط میان افراد بیشتر از آنکه مبتنی بر رفع نیازها و یا تقسیم کار باشد بر عواطف و احساسات مبتنی ست و هنوز رنگ و بویی از تعصّبات را به خود دارد. آنان در شادیها و غمهای یکدیگر شریکند. در هنگام بروز حوادث و مشکلات به یاری یکدیگر می شتابند. در زمان فوت یکی از افراد روستا تمامی افراد روستا احساس همدلی و همدردی خویش را با حضور در زمان دفن بر سرمزار او و همنشینی با خانواده عزادار تا مدّت مدیدی نشان می دهند. در هنگام شادی ها و عروسی ها نیز در کنار یکدیگرند و احساس تعلّق خویش را به یکدیگر با دعوت افراد بزرگ خانواه ها و در صورتی که از بستگان نزدیک باشد با دعوت از خانواده ایشان در شادی هایشان ابراز می دارند. در این روستا اختلافاتی که به نزاع کشیده شود به ندرت اتّفاق می افتد ولی گاهی چنین حوادثی رخ می دهد که در این صورت افرادی که عقلشان مرکب احساسشان است برای کمک به فردی که با او نسبت نزدیکی دارند جهت سرکوبی طرف مقابل می شتابند . این افراد آتش خصومت را شعله ورتر می کنند . اما در اینگونه حوادث کمتر اتّفاق می افتد که یک طرف پیروز شود . چرا که افرادی پخته و با نفوذ وجود دارند که جدای از تعّصبات جهت رفع خصومتها اقدام می کنند و کمتر موردی از اختلافات است که در دورن روستا حل نشود . در مورد رابطه همایسگی احترام زیادی برای یکدیگر قائلند و گاهی همسایه را از برادر به خود نزدیکتر می دانند. چرا که در هنگام بروز حوادث و یا مشکلات اولّین کسیکه به کمک طلبیده میشود و به یاری فرد می شتابد همسایه است . در هنگام خوشی ها و ناخوشی ها همسایه ها نقشی فعّال دارند . در زمان عروسی ها و یا دیگر مراسم همسایه ها اتاقهای خود و یا وسایل مورد نیاز را در اختیار یکدیگر قرار می دهند و خود نیز به کمک آنان می شتابند که در اینگونه موارد زنان نقش فعالتری نسبت به مردان دارند و بیشترین موردی که وجود دارد پختن نان است که در منازل توسط زنان تهیه میشود و زنان و دختران همسایه به کمک او می شتابند . در زمان درو کردن محصولات و کمباین کردن آنها مردان فامیل دسته جمعی به کمک یکدیگر می روند تا تمام محصولات جمع آوری شود . ازدواج تعریف ازدواج عملی است که پیوند بین دو جنس مخالف را بر پایه روابط پایای جنسی موجب میشود . در تعریف ازدواج روابط جسمانی بین دو انسان از دو جنس مخاف به خودی خود کافی به نظر نمی رسد چه ازدواج مستلزم انعقاد قراردادی اجتماعی است که مشروعیت روابط جسمانی را موجب میشود. [1] با توجّه به ورود فرهنگ به حریم زوجیت میتوان گفت ازدواج به تمام معنی یک پدیده اجتماعی است.علی الخصوص که تحت نظارت دقیق و در مواردی نگران جامعه صورت می پذیرد. وجود قواعد سخت و دقیق ناظر بر ازدواج در طول تاریخ گواه همین مدعاست. ممنوعیت ها: به معنای قوانین خاصی که در راه گزینش همسر وضع میشوند و مانع تحقق ازدواج بین افرادی ویژه می گردند. پیدایی دو صورت از زوجیت (برون همسری[2] و درون همسری[3] )در نتیجه تمهید این قوانین صورت پذیر است . آنچه موجب پیدایی هر دو صورت فوق الذکر را پدید می آورد قاعده جهانی زوجیت است . با نام ممنوعیت ازدواج به محارم[4]و به معنای منع زوجیت با آنانی است که از جانب جامعه حرام تلقی میشود. [5] انواع ازدواج از نظر زمان ( دائم – موقت ) در روستای ده برآفتاب ازدواجها تنها بصورت دائم اتفاق می افتد و تاکنون موردی از ازدواج موقت صورت نگرفته است و اصولاً نگاه مردم ده برآفتاب به ازدواج موقت نگاه خوشایندی نیست . درون همسری و برون همسری ازدواجهای درون همسری و برون همسری هر دو وجود دارند. قبلاً ازدواجها بیشتر به صورت درون گروهی بوده و به ندرت از محدوده روستا فراتر می رفته است ولی اکنون به دلیل بیشتر شدن ارتباطات ازدواجهایی با سایر نقاط (( روستاهای اطراف و دیگر شهرها و استانهای کشور )) صورت گرفته است . ازدواجهایی که درون گروهی بوده اند بیشتر فامیلی بوده و ازدواج دختر عمو – پسر عمو بوده است . از نظر تعدد زوجات در روستای ده برآفتاب تک زنی بیشتر از چند زنی معمول است ولی دو زنی نیز در مواردی دیده میشود و قبلاً مواردی وجود داشته که یک مرد تا چهار زن اختیار نموده است . نوعی از ازدواج نیز وجود دارد که فردی با همسر برادر فوت شده اش ( بیوه برادرش ) ازدواج می کند [6]و این بیشتر در صورتی است که از برادر فرد فرزندانی وجود داشته باشد . انتخاب همسر در بسیاری از جوامع، انتخاب همسر تحت مقررات و نظارت قواعد درون همسرگزینی و برون همسرگزینی قرار دارد. قاعده درون همسری حکم می کند که فرد ازدواج کننده باید در داخل گروه معینی که به آن تعلّق دارد ازدواج کند و قاعده برون همسری ازدواج را در بیرون از دایره گروه خاصی که فرد بدان تعلّق دارد تجویز می کند. درایران مانند دیگر جوامع اسلامی ازدواج با خویشان نزدیک ممنوع است. در بعضی ادیان مانند مسیحیت، این دایره وسیعتر است و شامل ممنوعیت ازدواج عمو زاده ها و عمه زاده ها نیز میشود . همسرگزینی با دو روش و شیوه مختلف انجام میشود . روش اوّل آنکه در آن انتخاب معمولاً براساس عشق و علاقه استوار است. انتخاب آزادانه دوطرف اهمیت دارد. در روش دوّم انتخاب در اختیار خانواده هاست و والدین در مورد همسر گزینی فرزند انشان تصمیم می گیرند. در روستای ده برآفتاب همانند اکثر نقاط ایران برای دختر انتخاب شدن و برای پسر انتخاب کردن او و خانواده اش مهمترین بخش در انتخاب همسر است. یعنی اینکه دختر منتظر می ماند تا فردی یا خانواده ای او را مورد پسند قرار دهند و به خواستگاری او بروند و حتّی نقش او در پذیرش یا عدم پذیرش مردی که در آینده همسر او خواهد بود نقشی ضعیف و در بعضی موارد هیچ گونه نقشی ندارد ولی این جایگاه برای پسران وجود دارد که در صورت عدم تمایل به ازدواج با فردی که از جانب خانواده پیشنهاد گردیده با آن مخالفت نماید ولی ذکر این نکته لازم است که با وسیعتر شدن دامنه اطلاعات و آگاهی های مردم و شناختی هر چند ضعیف نسبت به حقوق زنان، اکنون آزادی بیشتری برای ازدواج زنان نسبت به زمانهای قبل در نظر گرفته می شود. بطور کلّی در دو حالت انتخاب همسر صورت می گیرد. اوّل آنکه پسری دختر مورد علاقه اش را به خانواده خود معرفی می کند و در صورت صلاحدید والدین و افراد بزرگ خانواده و گاهی بزرگان فامیل، دختر مورد نظر مورد مشاهده و مطالعه قرار می گیرد که این کار توسط زنان صورت می گیرد و در صورت انتخاب آن با کنایه از خانواده دختر جهت انجام مراسم خواستگاری اجازه می گیرند و خانواده دختر در صورت تمایل رضایت خود را اعلام می کنند و در مواردی جواب را به زمان دیگری موکول می کنند. که در این فرصت خانواده دختر نیز با دیگر افراد خانواده و فامیل مشورت می کنند و دختر را نیز در جریان قرار می دهند که غالباً نظر خود را نظر والدین میداند و در صورتیکه عدم رضایت از طرف دختر شدید باشد با حربه قوی و مؤثر و عمومی زنان مثلاً اظهار خودکشی سدی در مقابل دیگران ایجاد میکند و در صورتیکه خانواده اصرار به ازواج دو نفر داشته باشند با استفاده از زبان نرم و گاهی با کتک کاری او را راضی می نمایند و اگر اینها مؤثر واقع نشد آنان نیز با عذر خواهی از خانواده پسر عدم رضایت خود را از ازدواج اعلام میدارند و در صورت مثبت بودن نظر خانواده زمانی را با توافق خانواده پسر جهت انجام خواستگاری تعیین می کنند. در روز خواستگاری که به ( کدخدا کشونی ) معروف است پدر و مادر و گاهی چند نفراز ریش سفیدان فامیل پسر به خانه دختر میروند و ساعت یا انگشتری را به دختر که معنی نشان کردن آن دختر است می دهند تا کسی دیگر به فکر خواستگاری از او نیفتد. در روز برگزاری خواستگاری زمان عقد و عروسی تعیین میگردد و غالباً صیغه محرمیّت جهت رفع موانع شرعی در ارتباط بین دختر و پسر در زمان نامزدی نیز در روز خواستگاری خوانده می شودکه از این روز ارتباطات بیشتر می شود. ( پسر و دختر در اوایل به دلیل شرم و حیا کمتر همدیگر را ملاقات می کنند) معمولاً پسر به خانواده نامزد خود می رود که در اوایل به همراهی یکی از افراد بزرگ خانواده خود ( بدلیل کمرویی ) به خانه دختر می رود و کم کم رفت و آمد عادی می گردد و ارتباط دختر و پسر در حضور خانواده دختر صورت می گیرد و این ارتباطات کم و بیش ادامه پیدا می کند تا زمان عقد که در روز عقد مقادیر مهریه و شیربها تعیین می گردد( قبلاً بوسیله پول و بزومیش و گاو تعیین می شد ولی اکنون از سکّه و پول جهت تعیین مهریه و شیربها استفاده میشود. ) قبل از برگزاری مراسم عقد مبلغی پول به توافق طرفین جهت خرید لوازم خانگی که آن هم از طرف خانواده دختر تعیین شده به خانواده دختر پرداخت می گردد و خانواده دختر نیز مقداری لوازم آشپزی و لوازم پخت نان و تعدادی بالش را به همراه جهیزیه خریداری شده به خانواده داماد می فرستند و مادر عروس مقداری البسه برای افراد خانواده داماد و مادر داماد برای افراد خانواده عروس رد و بدل می کنند. زمان انجام مراسم عروسی افراد هر دو خانواده از افراد مورد نظر (دوستان اقوام و آشنایان ) دعوت می کنند. افرادی که کارتهای دعوت را می رسانند مبلغی توسط مدعوین به عنوان ( پای رنجون ) به مقدار توان فرد مدعو به آنان داده می شود. بعد از پذیرایی از میهمانان عروس و داماد به همراه اقوام داماد به خانه داماد می روند. بعدازسه روز که از مراسم عروسی گذشت خانواده عروس،دخترخود را دعوت می کنندکه اصطلاحاً (واطلبونی، vatalaboni) گفته می شود. و عروس دو تا سه روز در منزل پدر خود می ماند و بعد از گذشت این مدّت چند تن از زنان فامیل پسر جهت بازگرداندن عروس به خانه خود به منزل پدر عروس می روند و پدر عروس نیز در یک وعده ناهار یا شام همسایه های خود را دعوت می کند و به این ترتیب عروس را به منزل داماد بر می گردانند. میزان گستردگی و هزینه ای که صرف ازدواج می شود بستگی به مقدار توان مالی طرفین دارد. همچنین اگر دختر و پسر از اقوام نزدیک هم باشند عروسی ساده تر برگزار می شود. میهمانانی که دعوت [1] - ساروخانی- باقر، جامعه شناسی خانواده، ص 23 [2]- exogamy [3]- endogamy [4]- incest [5] - ساروخانی- باقر، جامعه شناسی خانواده، ص 28 تا 29 [6]- در جامعه شناسی خانواده و ازدواج ، این نوع ازدواج لویرا levirate ، نامگذاری شده است ( روک جامعه شناسی خانواده ، باقر ساروخانی،ص34) |
| ساعت ٤:٥٦ ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٥ |
|
دیروز خبر دار شدم یکی از اهالی روستای ده برآفتاب توسط نوه خود که به بیماری اسکیزوفرنی مبتلا بوده به قتل رسیده است. ضمن ابراز اندوه و تسلیت خود به اهالی روستای ده برافتاب و خانواده این این سید عزیز و طلب غفران الهی برای این مرحوم، نکته ای که لازم است به آن توجه شود و هنوز کشور ما به آن بطور جدی توجه نکرده است، رها نمودن افرادی که دارای مشکلات روحی و روانی اند و بدون هیچگونه کنترلی رها شده و میتوانند اینگونه موجب از بین رفتن یک نفر شوند. آیا وجود نهادهایی مانند سازمان بهزیستی جز برای مواردی از این قبیل است؟ آیا کنترل بیماری این فرد قبل از اینکه به این قتل مرتکب شود و خود و خانواده ای را عزادار نماید، امکانپذیر نبود؟ هنوز با دنیایی برای زیستن بهتر فاصله زیادی داریم. شاید قرنی دیگر و قتلهایی دیگر از خواب بیدارمان کند و عاقلانه زندگی کردن را به ما بیاموزد.. تنها در حال کسب تجربه ایم و نمیدانم چه وقت میخواهیم از این همه تجربه های تلخ هشیار شویم. نمیدانم
|
| ساعت ٧:٢۳ ق.ظ روز جمعه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٥ |
|
مسکن و تسهیلات زندگی - طرز ساخن خانه : اگر این مورد را از گذشته مورد بررسی قرار دهیم شاهد تغییراتی در روند ساختمان سازی خواهیم داشت . در گذشته بدلیل نبود امکاناتی از قبیل سیمان، تیر آهن و ... مردم اغلب منازل مسکونی خود را از خشت و گل میساختند و سقف آن نیز بوسیله تیرهای چوبی که از چوب درختان بلوط و سپیدار بود ساخته میشد. امکانات زیادی مشاهده نمیشد و از دو یا سه اتاق تجاوز نمیکرد و اتاقی جداگانه برای آشپزخانه و ... وجود نداشت و جهت گرم کردن داخل منزل از اجاقی که در یکی از دیوارها تعبیه میشد و دود آن بوسیله دودکش بیرون میرفت استفاده میشد. در اغلب منازل محل نگهداری حیوانات در داخل همان حیاط مسکونی ساخته میشد. با ورود وسایل ساختمان سازی جدید و بهتر شدن وضع مادی مردم استفاده از وسایل قدیمیمنسوخ گردید و اکنون تمام منازل مسکونی روستا از بلوک سیمانی و تیر آهن و آجر ساخته شده اند و پشت بام آنها بوسیله قیر پوشیده شده و در اکثر منازل بدون استثناء دستشویی و در غالب آنها حمام مشخصی وجود دارد.[1] و در غالب منازل اتاقی جداگانه جهت آشپزخانه و پذیرایی و ... وجود دارد و محل نگهداری حیوانات نیز بصورت جداگانه ساخته میشود. نهادهای اجتماعی در روستا الف) خانواده :تعریف خانواده : برگس والاک در اثرشان «خانواده» به سال 1953 مینویسد:«خانواده گروهی است متشکل از افرادی که از طریق پیوند زناشویی، همخونی یا پذیرش(بعنوان فرزند) با یکدیگر بعنوان شوهر، زن، مادر، پدر، برادر و خواهر در ارتباط متقابلند و فرهنگ مشترکی پدید آورده و در واحد خاصی زندگی میکنند.»[2] مک آیورMc Iver، مینویسد:«خانواده گروهی است دارای روابط جنسی چنان پایا و مشخص که به تولید مثل و تربیت فرزندان منجر گردد .» این تعریف در برابر تعاریف دیگری نظیر تعریف دیویس، که خانواده را گروهی از افراد میداند که روابط آنان با یکدیگر بر اساس همخونی شکل میگیرد و نسبت به یکدیگر خویشاوند محسوب میشوند، برتری دارد. چه در تعریف اخیر فرزند پذیری یا قبو ل فرزند دیگر بعنوان فرزند خود ملحوظ نیست.[3] لوی اشتروس نیز درباره تعریف خانواده مینویسد:«خانواده واحدی اجتماعی است که بر اساس ازدواج پدید میآید.»[4] انواع خانواده با توجه به ابعاد گوناگون خانواده، اهمیّت آن و شرایط خاصش در جوامع مختلف، میتوان پذیرفت که انواع و صور گوناگون یابد. 1- خانواده زیستی( Biological family) 2- خانواده مرکب(Composit family ) 3- خانواده زن و شوهری( Genjugal family) 4- خانواده گسترده( extended family) 5- خانواده پیوسته( Joint family) 6- خانواده مادر مرکز( matricentric family) در برابر خانواده پدر مرکز 7- خانواده فرزند مرکز( filocentrism) 8- خانواده راه یابی( orientation family of) 9- خانواده فرزند زایی( family of protestien) 10- خانواده ناقص( single parent family) 11- خانواده پدر و مادری(parental family ) 12- خانواده ستاکی( stem family) 13- خانواده هسته ای( nuclear family) 14- خانواده زادوگا «گروه تعاونی» ساخت خانواده در روستای دهبرآفتاب در باب تشکیل نهاد خانواد بعنوان اصلی ترین هسته حیاتی و واحد فعالیت زیستی در ایران میتوان گفت که از آغاز صورایرانیان در تاریخ خانواده صورتی منسجم و معتبر و مقدس داشته و به طور قطع از فیزه های ذیل برخوردار بوده است: الف) اقتدار مرد مسلم و قطعیت حکم او در فیصله امور خانواده محرز بوده است. به عبارت دیگر جامعه مردسالاری است. ب) اهمیت نهاد خانواده در حدی است که کانون اصلی نشأت و موجودیت و احراز هویت فردی محسوب میشود. ج) اعتبار حقوقی – قانونی مشروع بدست آورده و مورد حمایت جدی نهاد والای مذهبی قرار گرفته است . د) سازمان نهادی آن حرکت های فعّال خود را در روندهای افزایشی و گسترشی طولی و عرضی بدست آورده و نه تنها سلسله مراتب اجتماعی را بوجود آورده بلکه روستا، قبیله و شهر و کشور نیز هر کدام به نحوی از آن ناشی شده است. ه) مقام زن بعنوان عضوی محترم و ناموس( امر مقدس) تثبیت شده است. و) نظام تربیتی جامعه با وجود تفریق مسئولیتهای هر کدام از زن و مرد رعایت شئن تعلیماتی هر جنس را ضروری میشمارد و آموزش های عمومیرا برای رشد فردی و قبول تکالیف اجتماعی و ایفای نقشی که بر عهده مرد یا زن متصور است در قالب های مقبول عرضه میکند. ز) خانواده بعنوان نخستین و مهمترین کانون حیات اجتماعی، بطور نسبی، واحد مستقلی نیز هست که مسئولیتهای متعدد خود را برای تکثیر و تربیت فرزندان، آموزش فنون وحرفه های مختلف تأمین زمینه های رشد و فعالیت های اقتصادی، مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آنان را بر عهده دارد و انسانهای ریشه دار و در همان حال سازگار با کل نظام را تربیت میکند. ح) خانواده پاسدار اصالت و معرفت انسان است. عضو جدا شده را طرد و عضو مفید را قبول و وادار به سازگاری میکند. ط) خانواده ضروری ترین و به همان صورت سنتّی ترین واحد حیات جمعی است. ی) ضوابط معین و مقررات متعددی که برای تشکیل خانواده وجود دارد و کم و بیش میتوان اعتماد داشت که در جامعه بسیار سنتّی و مقید به آداب ایران، در سراسر تاریخ و در همه اقطار حیات شهری و روستایی و عشایری این ضوابط و مقررات برقرار بوده است. [5] وظایف، نقشها و روابط در خانواده روستایی( روستای دهبرآفتاب) اگر تا قبل از این میخواستیم تعریفی از خانواده روستای دهبرآفتاب و یا بطور کلی در مورد خصوصیات خانواده بویراحمدی عنوان کنیم میگفتیم«به گروهی اطلاق میشود که روابط زن و شوهری و یا پدر و مادر و فرزندی در میان آنان وجود دارد وممولاً سه نسل و یا چهار نسل را شامل میشود.»[6] به تعبیر دیگر نوع خانواده گسترده است . در حالیکه اکنون میبایست تعریف دیگری بر آن اطلاق کرد. چرا که تأثیرمسائل و مشکلات جدید زندگی و تأثیر انقلاب اسلامیو پیدایش زمینه تحرک اجتماعی و ایجاد مشاغل جدید و ... بر ساختار خانواده روستایی این ناحیه تأثیری ملموس است. در این ناحیه نزدیک به دو دهه پیش، خانواده افزون بر عامل تولید و تداوم نسل، به مثابه واحد تولید ویژه ای بود که تمامیاعضای خانواده در کنار یکدیگر فعالیت داشتند.مسئولیت اداره جامع این واحد و انجام بخشی از واحدهای تولیدی آن برعهده پدر و یا پدر بزرگ خانواده بود که در حین اجرای این وظایف( دامداری و کشاورزی) با جلب همکاری فرزندان ذکور، نقش کار آموزی آنانرا نیز بر عهده داشت. مادر و مادربزرگ نیز مسئول بخشی از کارهای منزل بودند و یاور مرد در بخشی از کارهای تولیدی – دامی، زراعی و صنایع دستی و گردآوری خوراک محسوب میشدند. فرزندان مؤنث نیز در حین کمک به مادر تحت نظر او کار آموزی میکردند. تحول در ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه شکل خانواده ها در بین روستائیان این ناحیه تغییر داده است آنگونه که امروز برخلاف گذشته فردی از یک خانواده جدا از خانواده زندگی میکند و به تأمین معاش میپردازد و علیرغم این تغییرات هنوز هم بسیاری از افرادی که از خانواده جدا زندگی میکنند و یا به شهر مهاجرت کرده اند در فصل کشاورزی به کمک خانواده خود میروند و در انجام امور به آنها یاری میرسانند. بطور کلی چهار نوع خانواده را میتوان تشخیص داد: 1- خانواده هسته ای : زن و شوهر بدون فرزندان یا با فرزندان مجرد را شامل میشود که این نوع از قدمت زیادی برخورداد نیست. 2- خانواده گسترده: این نوع خانواده شامل پدر بزرگ، مادر بزرگ، پدر و مادر و فرزندان و نوادگان آنهاست.این شکل خانواده در گذشته در بین تمامیاقشار غالب بوده است. 3- خانواده از هم گسیخته یا گسسته : خانواده ای است که یا طلاق و یا فوت یکی از والدین(همسران) بصورت غیر کامل در آمده است. 4- خانواده با ملحقات : این نوع خانواده از یک خانواده هسته ای یا عده ای از بستگان تشکیل میشود که در تحول «خانواده گسترده به خانوار هسته ای» بوجود آمده است. [7] در رابطه با خانواده های روستای دهبرآفتاب بیشتر از خانواده گسترده، خانواده هسته ای و تعداد اندکی هم خانواده با ملحقات دیده میشود. که این بستگان بیشتر کسانی اند که جهت تحصیل از مناطق گرمسیری نزد فامیلهای خود در ایام تحصیلی زندگی میکنند. اگر این نوع خانواده ها را نسبت به زمانهای گذشته مقایسه کنیم تحولات عمده ای را خواهیم دید. چرا که در زمان گذشته اکثریت خانواده ها بصورت گسترده بوده اند که با مرور زمان از این نوع کاسته شده و بصورت هسته ای زندگی کردن بیشتر شده است. خانواده و رابطه آن با تولید و درآمد در خانواده های روستا همانند سایر نقاط ایران مرد بعنوان نان آور خانواده شناخته میشود و نقش اصلی را در بعد اقتصادی خانواده ایفا میکند و نقش زنان جز در مواردی خاص در رابطه با درآمد اندک است. در کار کشت محصولاتی نظیر گندم و جو زنان از زمان کشت تا برداشت هیچگونه نقشی ندارند و بعد از برداشت گندم و جو کار تمیز کردن و شستن محصولات با زنان است. ولی در محصولاتی مانند نخود، عدس، لوبیا، ماش، زنان در کاروجین و برداشت محصول نقش عمده ای دارند و حتی افراد کوچکتر خانواده نیز همراه خانواده بکار مشغول میشوند. تا قبل از انقلاب اسلامیو حتی سالهای اولیه انقلاب صنایع دستی گلیم، جاجیم و قالی و نخ ریسی یکی از منابع مهم کمکی برای درآمد خانواده بوده که بوسیله زنان انجام میرفت. ولی اکنون از رونق افتاده و کمتر کسی به این کار مبادرت میورزد. موقعیت افراد در خانواده الف) موقعیت پدر در خانواده از آنجا که در جامعه ما نظام مرد سالاری حاکم است. در این روستا نیز چنین سیستمیبرقرار میباشد. مرد در خانواده دارای قدرتی مافوق بوده و همه افراد خانواده ملزم به تبعیت از نظرات او میباشند و برای او احترام خاصی قائل میباشند. چرا که هم قوام خانواده بسته به فعالیتهای اوست و هم دارای تجربه و بینش وسیعتری میباشد. حتی در مواردی اگر مرد توان فعالیت اقتصادی نداشته باشد ولی نظرات او رأس نظرات دیگران قرار دارد. در مواردی نیز اتفاق میافتد که پدر خانواده تابع فرد آگاه خانواده قرار بگیرد و این در زمانی صدق میکند که فرد یا فرزندانی از او پایگاه اجتماعی بالاتری را کسب کنند. خصوصاً اگر از نظر تحصیلات پیشرفتی داشته باشند. در مورد ازدواج فرزندان پدر خانواده تصمیم نهایی را میگیرد. حتی اگر همه اعضای خانواده مخالف باشند. خصوصا اگر فرزند دختر باشد تصمیم قطعی با پدر خانواده است. در صورت فقدان پدر فزند ارشد خانواده با مشورت عموها و پدر بزرگ در مورد ازدواج دختران خانواده تصمیم میگیرند که در اینجا نقش مادر بیشتر از زمانی است که پدر وجود داشته باشد. دختران در مورد ازدواج خود کمترین نظر را دارند و غالباً تابع محض تصمیمات خانواده میباشند. ب) موقعیت مادر در خانواده مادر یکی از دو قطب اساسی است که نقش مهمیرا در تداوم زندگی خانوادگی برعهده دارد. از مهمترین وظایفی که هر مادر روستایی بر عهده دارد تعلیم و تربیت فرزندان و انجام کارهای منزل است. تعلیم آداب و شئون خانه داری به فرزندان دختر بر عهده زنان میباشد. در روستای دهبرآفتاب نیز این نقشها برای زنان وجود دارد. گرچه با ورود سیستمهای آموزشی در رسانه های عمومیاز نقش زنان کاسته شده است ولیکن هنوز جایگاه مادر مهمترین آنها محسوب میشود. در صورت فقدان پدر خانواده صغیر بودن فرزندان، زن روستایی همانند یک مرد به تدبیر امور میپردازد و حتی فعالیتهایی مانند دامداری و کشاورزی را هم انجام میدهد. دوشیدن شیر دامها، پرورش طیور خانگی نیز از جمله کارهای زنان میباشد. از آنجا که تعدادی از خانواده ها در فصول بهار و تابستان جهت یافتن مراتع بهتر برای تعلیف دامهای خود به دامنه کوه دنا و یا حواشی رود بشار کوچ میکنند زنان فعالیت چشمگیری را در انجام این امور به عهده دارند. تهیه روغن حیوانی، کشک، کره و مواد لبنی دیگر که بوسیله زنان تهیه میگردد کمکی اساسی برای اقتصاد خانواده محسوب میشود. ج)موقعیت فرزندان در خانواده فرزندان پسر : بدلیل اعتقادات مذهبی و غیرمذهبی در خانواده های روستای دهبرآفتاب درباره دختران که منجر به محدود شدن فعالیت آنان گردیده، فرزندان پسر اصولاً نقش مهمتری را در فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی ایفا میکند و به همین جهت مورد توجه بیشتر قرار میگیرد و تصمیمات او در خانواده جایگاهی برتر نسبت به دختران دارد . در این باره فرزند پسر ارشد خانواده بیشتر از بقیه مورد ارج و احترام قرار میگیرد . فرزندان ذکور تا زمانی که ازدواج نکرده باشند در خانه پدری باقی میمانند و اغلب آنان بعد از ازدواج مکانی جدا از خانه پدری را بر میگزینند . آزادی فرزندان پسر بیشتر از دختران میباشد . فرزندان دختر : موقعیت دختران در خانواده از گذشته تاکنون تفاوت زیادی را به خود دیده است در زمان گذشته محدودیتهای بسیار زیادی را در مورد دختران اعمال میداشتند . از جمله مهمترین آنها ممنوعیت از تحصیل بود . در گذشته در روستای دهبرآفتاب این عقیده وجود داشته که تحصیل دختران موجب فساد آنان میگردد. به همین علّت میزان بیسوادی بین زنان بالا بود ولی اکنون دختران مورد حمایت و تشویق خانواده برای ادامه تحصیل قرار میگیرند . از جمله موارد محدودیت دیگر برای دختران تصمیم در مورد ازدواج آنها بود که قبلاً بودن هیچ قید و شرطی بوسیله والدین و خصوصاً پدر انجام میگرفته ولی با پیشرفت فکری مردم این مورد نیز کمرنگ شده و دختران آزادی نسبتاً بیشتری دارند . [1] - همین فاکتور باعث شده بود در چند سال قبل این روستا توسط سازمان بهداشت جهانی روستای نمونه بهداشتی سال انتخاب شود.(این مطلب از بهداشتیار خانه بهداشت روستا نقل شده است.) [2] - جامعه شناسی خانواده،ساروخانی- باقر، ص 135 [3] - جامعه شناسی خانواده،ساروخانی- باقر، ص 135 [4] - جامعه شناسی خانواده،ساروخانی- باقر، ص 136 [5] - غفاری- هیبت اله ساختارهای اجتماعی در عشایر بویراحمد، نشر نی، ص 10 [6] - غفاری- هیبت اله ساختارهای اجتماعی در عشایر بویراحمد، نشر نی، ص 100 [7] - غفاری- هیبت اله ساختارهای اجتماعی در عشایر بویراحمد، نشر نی، ص 103 |
| ساعت ٤:۳٦ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٥ |
|
سلام
نکته ای که لازم است درباره اطلاعات درج شده درباره استان، شهرستان و روستای ده برآفتاب عرض کنم این است که این اطلاعات مربوط به سال 76 بوده و آمار و ارقام ذکر شده در زمان حال قابل استناد نیستند. منتظر نظرات شما عزیزان هستم |
| ساعت ٤:٢۸ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٥ |
|
سیمای ده
توزیع مراکز مسکونی در برابر مزارع و اماکن عمومیده: روستا در قسمت منتهی اله شمالی مزارع قرار گرفته به گونه ای که نهر آب مزروعی در قسمت جنوبی روستا و متّصل به خیابان اصلی که در منتهی الیه قسمت جنوبی روستا کشیده شده است قرار گرفته و شکل روستا از لحاظ تقسیم بندی اشکال سکونت بصورت خطی است و ما بین دو جاده آسفالته یاسوج به سی سخت و جاده خاکی روستا قرار گرفته و اگر چه نظم دقیقی بر نقشه ده حاکم نیست امّا در وسط هر دو ردیف منازل مسکونی کوچه ای وجود دارد که خیابان روستا را به جاده آسفالته متّصل میکند. اگر از طرف شرق به روستا وارد شویم حدود 300 متر مانده به اولّین منزل مسکونی جاده ای بطرف جنوب از خیابان اصلی جدا میشود و در حدود 700 متر به طرف جنوب به قبرستان و گلزار شهدای روستا متصّل میشود و در حدود 30 متری جنوب شرقی گلزار شهداء غسلخانه احداث گردیده است. بوسیله آب لوله کشی، آب آن تأمین میشود و دارای امکاناتی از قبیل آبگرمکن و دشتشویی میباشد و دارای دو اتاق، دو عدد سکو، آبگرمکن و توالت میباشد و مجموعاً در 120 متر زیربنا احداث شده است . بعد از گذشتن از چهارمین حیاط به ساختمان مدرسه راهنمایی میرسیم که دارای یک حیاط بزرگ باساخت میباشد که در وسط آن زمین آسفالته ورزش قرار گرفته و دارای هشت کلاس درس – دفتر آموزشگاه – آزمایشگاه و دو عدد توالت میباشد. دیوارهای ساختمان از سنگ ساخته شده است که در قسمت شمالی حیاط قرارگرفته و چند درخت( 9 درخت) بلوط در حیاط مدرسه وجود دارد . بعد از مدرسه راهنمایی در کنار آن مدرسه ابتدایی روستا ساخته شده است که دارای سه ساختمان مجزا میباشد یک ساختمان مخصوص دفتر آموزشگاه و مستخدم مدرسه است و دو ساختمان دیگر کلاسهای درس در آن قرار دارند. یکی از این سه ساختمان که دارای سقف شیروانی است مربوط به قبل از انقلاب میباشد و دو ساختمان دیگر با توجّه به نیازهای مدرسه و رشد جمعیت ساخته شده اند و مجموعاً دارای نه اتاق میباشد و به وسیله دیواری که با بلوک سیمانی ساخته شده محصور گردیده است. اگر ازمدرسه ابتدایی روستا با گذشتن از سه کوچه به طرف غرب روستا حرکت کنیم در کنار جاده و نهر آب ساختمانی بچشم میخورد که با سنگ نما جلب توجّه میکند و دارای 500 متر زیر بناست و این ساختمان حسینیه ی شهدای دهبرآفتاب نام دارد که به همّت اهالی روستا در سال 69 کار ساخت آن باتمام رسیده است و درون ساختمان تا ارتفاع 70 سانتی متر سنگ نماست. با کف پوش موزائیک و دیوارها و سقف آن نیز گچ کاری شده است و تعداد 5 پنکه سقفی در آن کار گذاشته شده است. فونداسیون اصلی ساختمان فلزی است و دیوارهای آن با بلوک سیمانی و سقف آن بوسیله آجر ساخته شده است. دارای یک زیر زمین و یک اتاق آبدارخانه نیمه تمام میباشد. در وسط ساختمان پرده ای نسبتا ضخیم وجود دارد که جدا کننده قسمت بانوان از قسمت مربوط به مردان میباشد. در روبروی ضلع غربی حسینیه و بالاتر از جاده اصلی روستا ساختمانی نیمه تمام با دیوارهای آجرنما نمایان است که ساختمام مسجد روستا است. که در جای مسجد قبلی روستا احداث میگردد. که بدلیل قدیمیبودن و ظرفیت کم مسجد قبلی، ساختمان جدید در دست احداث است و در 220 متر زیر بنا ساخته میشود.اگر از این قسمت روستا که ناحیه قدیمیروستاست و منازل بطور نامنظم ساخته شده اند بگذریم به ساختمانی میرسیم که کاشی کاری روی سردر آن خود را شرکت تعاونی روستایی معرفی میکند که دارای دو اتاق و یک ایوان دو در چهار متر میباشد و مخزن توزیع نفت در پشت همین ساختمان قرار دارد و دارای یک متصّدی است و آنجه از ظواهر امر پیداست( بشکه های 200 لیتری بصف کشیده) نفتی جهت توزیع وجود ندارد. در منتهی الیه غرب روستا دو ساختمان وجود دارد که یکی متعلّق به آسیاب برقی روستاست که در پایین تر از نهر آب قرار گرفته و دیگری در پشت جاده قرار گرفته و دارای حیاطی نرده ای میباشد «خانه بهداشت» روستاست که دارای چهار اتاق میباشد و سقف آن شیروانی است و دیوارهای آن به وسیله سنگ نما ساخته شده است. روستا دارای یک خیابان اصلی و 12 کوچه است که بصورت شمالی- جنوبی کشیده شده اند و خیابان اصلی را به جاده سی سخت متصّل مینماید. راههای ارتباطی: راه ارتباطی روستا با شهر همان جاده یاسوج به سی سخت میباشد که با فاصله دو کیلومتر از روستا جاده خاکی روستا از آن جدا میشود و این جاده با گذشتن از روستا در مسیر خود به روستاهای سرچال، گچسار، جامال و بندان در جنوب غربی دهبرآفتاب متصّل میشود و نهایتاً با گذشتن ازپل فلزی که بر روی رودخانه بشار احداث شده به جاده اصلی یاسوج به اصفهان متصّل میشود و ارتباط روستا با دیگر نواحی منطقه بوسیله این دو جاده صورت میگیرد. |
| ساعت ٤:٢٠ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٥ |
|
تاریخچه روستای دهبرآفتاب
سادات میر که اکنون در روستای دهبرآفتاب ساکن اند از نوادگان آقامیر هستند که با 23 نسل به امام سجّاد منتسب میشوند و بنا به قولی آقا میر معاصر امیر تیمور گورکانی بوده و ماجرایی را از برخورد این دو نقل میکنند که اگر چه بیشتر به افسانه شباهت دارد اما حاکی از کرامات آقا میر است. تا زمان میر محمّدحسین که از نوادگان آقا میر بوده در دهشت سکونت داشتند. که در زمان حمله محمود فغان بدلیل خسارات زیادی که به آنجا وارد میآید میر محمّدحسین به ناچار به منطقه ای در بویراحمد بنام بلی کارون «به معنای بلوط» در قسمت جنوبی بویراحمد مهاجرت میکند و تا زمان وفات در این نقطه سکونت داشته و بعد از میر محمّدحسین فرزند او بنام میر فتاح اداره امور را بدست میگیرد و بعد از مدّتی روستایی بنام گچسار را از طایفه آقایی خریداری میکند.( با دادن یک شمشیر) به اینجا نقل مکان میکنند. با گذشت چند سال که از اقامت آنان در گچسار که در حدود چهار کیلومتری جنوب غربی دهبرآفتاب قرار دارد میگذرد. طایفه آقایی با همدستی دو تن از برادر زادگان میر فتاح بنام عیوض و ره زا «رضا» بدلیل طمعی که برای تصاحب زمین داشتند به طایفه میر فتاح حمله کرده و دو نفر از فرزندان میر فتاح را به قتل میرساند و اموال آنان را به غارت میبرند. میر فتاح باز به ناچار به منطقه دروهان در 40 کیلومتری غرب یاسوج مهاجرت میکند و به نزد خداکرم خان، خان بویراحمد سفلی که پسر خاله او بوده شکایت میبرد. اما خداکرم خان از دادن هرگونه کمکی به او دریغ میورزد و میر فتاح دلشکسته بر میگردد و چون فرد بسیار مؤمن و متّقی بوده از خدا تقاضای انتقام فرزندان خود را میکند چون از طرف خداکرم خان نیز مورد بی مهری قرار گرفته بوده او را نفرین میکند که چند روز بعد در عروسی فرزند خداکرم خان دو تن از فرزندان او( در یک روز) بوسیله لگد اسب کشته میشوند و دو نفر قاتل نیز یکی از آنان کشته میشود و دیگری مفقود میشود و نسل آنان بطور کلی منقرض میشود( این حوادث به فاصله چند روز اتفاق میافتند) بعد از این واقعه خدا کرم خان که کشته شدن فرزندان خود را ناشی از نفرین میر فتاح میدانسته به دل جویی از او پرداخته و اموال غارت شده آنان را باز پس میگیرد. این مهاجرت مدّت 20 سال بطول میانجامد. میر فتاح در این مدّت از دنیا میرود و در کنار پدر خود به خاک سپرده میشود و هم اکنون مقبره او بعنوان زیارتگاهی برای مردم دوستدار خاندان نبوّت است. بعد از این مدّت چهار تن از فرزندان میر فتاح به نامهای، میر نصیب اله، میر گدا، میر محمّد حسین و میر منصور به گچسار باز میگردند و به کار کشاورزی و دامپروری مشغول میشوند. به احیاء نهر آبی میپردازند که از زمانهای قدیم وجود داشته ولی بدلیل عدم استفاده از آن از بین رفته بود.( با کمک گرفتن از ملاقباد( خان منطقه سی سخت) که در قبال دادن مقداری زمین از او کمک خواستند) در همین زمان دو تن از فرزندان ملاقباد بدستور سرتیپ خان و غلامحسین خان، خان بویراحمد علیا کشته میشوند و بعد از مدّتی برای اصلاح نفاق بین خود یا اصطلاحاً( خون بس) مقداری از خاک دهبرآفتاب را به ملاقباد میبخشند. که با این کار ملاقباد قدرت بیشتری به دست میآورد و شروع به زورگویی به مردم مینماید و هر سال در گرفتن خراج( بهره مالکانه) فشار بیشتری به مردم وارد میآورد که موجب نارضایتی اهالی دهبرآفتاب را فراهم مینماید که مردم دهبرآفتاب با اتّحاد با یکدیگر و انجام یک حمله دست ملاقباد را از خاک دهبرآفتاب کوتاه مینمایند و قلعه هایی که در نقاط مختلف روستا ساخته بود را به آتش میکشند. ذکر این نکته قابل توجّه است که سادات دهبرآفتاب بدلیل عدم وابستگی به هیچ یک از خوانین منطقه و واقع شدن در مرز بین بویر احمد سفلی و علیا هرگاه که بین خوانین نزاعی رخ میداده و یا کسی به قتل میرسیده و بعد از مدّتی به فکر اصلاح میافتادند و برای رفع اختلاف قسمتی از خاک دهبرآفتاب را میبخشیدند . از آنجمله کشته شدن سیف اله شجاعی کد خدای طایفه آقایی بدست ناصرخان و محّمدحسین خان طاهری که در نتیجه آن 5/1 دانگ از خاک دهبرآفتاب به طایفه آقایی واگذار گردید و هم چنین کشته شدن کریم خان(خان بویراحمد علیا) توسط ملاقباد و بخشش سه دانگ از خاک دهبرآفتاب به طایفه کریم خان، این وقایع و بذل و بخشش ها تا به جایی بو که از مجموع 6 دانگ خاک ده بر آفتاب در زمان تقسیم اراضی( اصلاحات ارضی) به 18 دانگ تقسیم شده بود که همین موجب بروز اختلافاتی بین خوانین با یکدیگر و با صاحبان قباله ها و از طرف دیگر مابین اهالی دهبرآفتاب و خوانین و صاحبان قباله ها گردید که مردم دهبرآفتاب با خرید تعدادی از قباله های افراد، و عده ای از مدعیان نیز از اعدای خود صرف نظر نمودند که نهایتاً دست همه آنان از خاک دهبرآفتاب کوتاه گردید و زمینهای مزروعی دهبرآفتاب بین ساکنان آن که مجموعا هشت فامیل بودند تقسیم گردید. «میر نصیب اله، میر گدا، میر محّمدحسین، میر باقری، آخوندی، میر منصوری، میر معصومی، میر عبدالرضایی» در همین زمانها بود که در محدوده جفرافیایی دهبرآفتاب نقاط مسکونی دیگری شکل گرفت که به نامهای بندان، جامال، سرچال، ده میر مختار و ده میر لطف اله معروف شدند و همه ساکنان این نقاط مسکونی را اهالی دهبرآفتاب تشکیل میدادند که با توجّه به پراکندگی مزارع خود و یا دسترسی به محل چرای بهتر برای دامهای خود در این نقاط ساکن شدند. زندگی در این نقاط ادامه پیدا کرد تا در سال 1355 سه روستای دهبرآفتاب – ده میر مختار و ده میر لطف اله که فاصله نزدیکی با یکدیگر داشتند در یکدیگر ادغام گردیدند و روستای دهبرآفتاب علیا را تشکیل دادند. که در آن موقع 25 خانوار و 132 نفر جمعیت داشته و روستاهای گچسار، سرچال، جامال و بندان به روستای دهبرآفتاب سفلی موسوم گردیدند. اگر چه هنوز هم با نامهای اصلی خود خوانده میشوند و اکثر ساکنان آنها به روستای دهبرآفتاب علیا مهاجرت کرده اند و سرزمینی که دهبرآفتاب نامیده میشود حاصل مرارت های بیشماری است که گذشتگان این قوم تحمّل کردند و زیر بار هیچ زوری نرفتند و تزویر هیچ مزدوری آنانرا نفریفت و به زر هیچ زرمداری شرافت انسانی خویش را نفروختند تا جایی که در دوران جنگ تعداد 27 شهید و بالغ بر 150 جانباز را تقدیم هدف خویش نمودند. |
| ساعت ٤:۱۸ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٥ |
|
شناسایی روستای دهبرآفتاب
الف) محیط جغرافیایی روستای دهبرآفتاب یکی از روستاهای بخش مرکزی شهرستان بویراحمد از استان کهکیلویه و بویراحمد میباشد که در 18 کیلومتری شمال غربی یاسوج و در سر راه جاده یاسوج به سی سخت قرار دارد. از طرف شرق به روستای گنجه ای و از طرف غرب به روستاهای امیرآباد و تله گاه محدود میشود و شهر سی سخت در قسمت شمال غربی روستا واقع گردیده. سراسر مرز شمالی روستا را رشته کوه زاگرس تشکیل میدهد. در جنوب شرقی روستا، روستای سه ریز و درجنوب آن روستاهای فیروزآباد و راه مالی واقع شده اند. ب) ناهمواری ها از آنجا که این روستا در ناحیه ای کوهستانی واقع گردیده پستی و بلندی های زیادی در آن وجود دارد که از بلندی های آن میتوان از ارتفاعات تنگال قاف، دلی، برف کرمو، گردنه بره باز و کوه حجال را نام برد. که اینها از بلندترین قلّه های رشته کوه دنا میباشند و همچنین از گردنه قلیانی،کل خاری دون،گردنه مله گرگی، سرکشا، را که از دیگر ارتفاعات منطقه میباشند میتوان برشمرد. در کنار این بلندی ها درهّ ها و شیارهایی وجود دارد که مهمترین آنها بنامهای درّه درّه، درّه گلی، چهار درّه، درّه گچی، درّه خوردیل، درّه جابهاره، بیشه گچسار، کر خرسی معروفند. مناطقی نیز بصورت هموار وجود دارد که غالبا در آنها کار کشاورزی صورت میگیرد که مهمترین آنها بدین ترتیب اند : سربخل کل- سراشکفت-تختیل-سواره جاپنبه ای- پنج بهری – خل ورودون – جا پیازی – جاجویل – پرغ انداز . آب و هوا دمای متوسط هوا از 36 درجه سانتیگراد در گرمترین ماههای سال تا 10 درجه سانتیگراد زیر صفر در فصل سرما متغیر است. باران معمولاً از آبان ماه شروع و تا اردیبهشت ماه به تناوب ادامه دارد. متوسط بارندگی در حدود 600 تا 800 میلیمتر در سال( گاهی بیشتر) است. روستای دهبرآفتاب به دلایل متعدد از جمله واقع شدن در دامنه زاگرس از چشمه های متعددی برخوردار است. از آن جمله چشمه گردو، چشمه سفیداری، چشمه میر علی شیری، چشمه بیشه گچسار، چشمه بندان، چشمه درّه درّه، چشمه چنگالی، چشمه اوله، چشمه تُپ تُپو و چشمه چال چویلی است. در محدوده جغرافیایی روستا دو رودخانه جاری است. یکی رودخانه بشار که با گذشتن از قسمت جنوبی روستا نهایتاً به رود کارون میریزد. و دیگری رودی کوچک که حد فاصل روستای دهبرآفتاب و روستای گنجه ای است و از رشته کوه دنا سرچشمه میگیرد و به رودخانه بشار میریزد و آب مزروعی روستا از همین رودخانه است و با احداث نهری به طول چهار کیلومتر به روستا وارد میشود. آب شرب روستا نیز در امتداد همین نهر و بوسیله لوله از فاصله ای حدود پنج کیلومتر قبل از آب مزروعی و مجموعا بطول 9 کیلومتر به دو منبع فلزی که در قسمت شمالی روستاست وارد میشوند و بوسیله آب لوله کشی به همه منازل وارد میشود. پوشش نباتی این روستا بدلیل واقع شدن در ناحیه معتدل سردسیری و فراوانی بارش و بالا بودن نسبی رطوبت زمینه رویش گیاهان و درختان متعددی را فراهم آورده است. که از گیاهان و درختان با ارتفاع زیاد میتوان از بلوط ، پسته کوهی ، چنار، صنوبر(خیلی کم)، تاگ نام برد. و از درختان با ارتفاع متوسط بن، زالزالک ، ارزن( بادام کوهی) ، کاج وحشی و کیکم را میتوان نام برد و همچنین شن و خوشک از این گونه اند. از گیاهان کم ارتفاع بعضی خواص دارویی دارند و بعضی خوراکی اند و برخی نیز جهت علوفه حیوانات جمع آوری میشوند و برخی غیر خوراکی و یا سمیاند. از جمله گیاهانی که جنبه دارویی دارند میتوان از : پشموک( پشمک) Pshmok ، بکلو Bakalo، گوش بره Gosh Bareh، آویشن کوهی10- درمه11 Daram شیرین بیان Shirin Baian12، خاکشیر 13، برنجاس Brenjas، انگیون Angu، اولیله Oulileh ، گل بنفشه ، بله Balah گیاهانی که جنبه خوراکی دارند : کنگر Kangar، کاسنی Kasni ، ریواس Rivas، کارده Kardeh، تره کوهی ، قارچ، خرگریفKargeref، لیزک Lizak،شمشیره Shamshirah،تولهTolah، دون بنگشتی Don Bengeshti سیرمه گیاه Sirmeh Giah، ریحون، پونه، غلفه Gholfeh، لپو Lopoh، غازی اغا Ghazi agha، کلک اویی Kelk ouie، سیر کوهی ، تی تپره Tay Taparah، گوپلنگ Gopeleng، تگ Tog ، سینه کوگی Sineh kogi، دره( تمشک) . و از گیاهان کم ارتفاع که مصرف دامیدارند : چمن وحشی ، کالو kallo ، جارو سفید (جیر) Giyer، گینه ( گون) Gineh، جاشیر Jashir، خاری Khari و از دیگر گیاهان غیر قابل مصرف : گل کره دز Gol kareh doz، خار زرد ، گل گاخیرو( گل شیپوری) Gol gakhairo، خار تنگو khartengo، گوش گرگی Gosh gorgi. زندگی جانوری حیوانات وحشی بسیاری در این منطقه زیست میکرده اند که بدلیل نابودی جنگلها و شکار بی رویه ی آنها نسل آنها در این منطقه رو به نابودی گذاشته و یا به مکانهای امن تری رفته اند، و تعداد قلیلی از آنها یافت میشوند، از جمله : گراز، کفتار، شغال، گرگ، روباه، راسو، سمور، پلنگ، بز کوهی، خرس، مار، مارمولک، لاک پشت، قورباغه . از پرندگان میتوان:کبک، کبوتر، تیهو، هوپره، هدهد، انواع گنجشک، انواع کلاغ، عقاب،کرکس مرغابی را نام برد. از انواع آبزیان نیز، ماهی و خرچنگ وجود دارند. جنس و نوع خاک جنس خاک( نوع طبقه بندی خاک از لحاظ درجه حاصلخیزی، فرسایش و عوامل آن) : از نظر زمین شناسی خاک به دو نوع تقسیم گردیده است : 1- خاکی که حاصل از گدازه های آتشفشان است. 2- زمین های آهکی. زمین های استان کهکیلویه و بویراحمد بطور کلی منشأ آهکی داشته و به همین دلیل از نظر کشاورزی مرغوبیت اینگونه زمینها از زمینهای آتشفشانی کمتر بوده و حاصلخیزی کمتری دارند و به دلیل مجاورت با رشته کوه دنا، زمینهای آن سنگلاخی بوده و جهت درختکاری مناسبتر بوده، تا اینکه برای کشت محصولاتی مانند گندم مورد استفاده قرار گیرد. |
| ساعت ٤:٠۸ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٥ |
|
شناسایی استان کهکیلویه و بویراحمد
استان کهکیلویه و بویراحمد با وسعتی برابر 14264 کیلومتر مربع و برآورد جمعیتی برابر 542381، نفر در سال 70 از استانهای کوهستانی ایران بشمار می رود. این استان در جنوب غربی کشور و در امتداد سلسله جبال زاگرس واقع شده است. بین 30 درجه و 9 دقیقه تا 31 درجه و 32 دقیقه عرض شمالی از خط استوا و 49 درجه و 57 دقیقه تا 57 درجه و 42 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد. رشته کوه زاگرس از شمال و شرق، این استان را در برگرفته است. استان چهار محال و بختیاری از شمال، استانهای فارس و بوشهر از جنوب، استان خوزستان از غرب و استان اصفهان از شرق همسایگان این استان محسوب می شوند. در کتاب «ارجان و کهکیلویه» هانیس گاو به مؤلف کتاب، از زبان این بلخی مورخ و سفرنامه نویس معروف، کهکیلویه قدیم را چنین وصف می کند : کوه گیلوپه سرزمینی است کوهستانی با ناحیه های فراوان که مرکز آن «زیر» می باشد. آب و هوایی سرد و رودهای بسیار دارد. این ناحیه دهکده های زیبای فراوانی داشت ولی در دوران رافضی ها حدود(1050-1150میلادی) این ناحیه سقوط کرد. در آنجا باغهای فراوان میوه وجود دارد. استان کهکیلویه و بویراحمد از نظر تقسیمات کشوری تا پایان سال 1369 دارای سه شهرستان به اسامی، بویراحمد، کهکیلویه و گچساران بوده که پنج شهر یاسوج، دهدشت، باشت، دوگنبدان، سی سخت و 4293 نقطه روستایی را شامل می شود. دو منطقه آب و هوایی سردسیر و گرمسیر در این استان وجود دارد. در ناحیه سردسیر که در شمال و شرق استان قرار دارد با توجه به ریزش متناوب برف و باران، منابع آبهای سطحی و زیرزمینی غنی بوده و پوشش گیاهی متنوعی به چشم می خورد. در جنوب و غرب استان ناحیه گرمسیری قرار داشته که دارای آب و هوای گرم و خشک است . در این ناحیه، میزان بارندگی کم است و پوشش گیاهی مناسبی وجود ندارد. استان کهکیلویه و بویر احمد یک منطقه عشایر نشین است. اکثرمردم این استان دارای گویش لری بوده که درمناطق مختلف با اندکی تفاوت لهجه همراه است. لهجه ترکی قشقایی نیز در میان مردم این استان رواج دارد. تا پیش از سال 1344، در محل فعلی شهر یاسوج تنها کپرهای ساده ای وجود داشت که عده ای از پیله وران اردکان(فارس) و قمشه برای دادوستد با عشایر بویر احمدی در آنها ساکن بودند. در سال 1344، پس از جدا شدن مناطق کهکیلویه و بویراحمد از استانهای خوزستان و فارس و تشکیل فرمانداری کل کهکیلویه و بویر احمد، یاسوج بعنوان مرکز فرمانداری کل انتخاب شده و با ایجاد تأسیسات دولتی در این شهر، مقدمات توسعه این شهر فراهم گردید. سرانجام در سال 1355 فرمانداری کل کهکیلویه و بویراحمد به استان تبدیل گشت و شهر یاسوج بعنوان مرکز استان انتخاب گردید. پیش از ساخته شده شهر یاسوج شهرکی قدیمی با نام تل خسرو با قدمتی دو هزار ساله در 6 کیلومتری یاسوج فعلی قرار داشته که خوانین بویراحمد علیا آنرا مرکز استقرار خود قرار داده بودند. از این شهرک در حال حاضر روستای کوچکی باقیمانده است. |
| ساعت ۱۱:۳٧ ق.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ،۱۳۸٤ |
|
روستای ده برآفتاب در ۱۸ كيلومتری غرب شهرياسوج در پای رشته كوه زاگرس با فاصله تقريبی ۱۵ كيلومتری از قله مرتفع دنا قرار دارد. در پايان نامه دوره كارشناسی خود به وضعيت اجتماعی اقتصادی و فرهنگی اين روستا پرداختم. تصميم دارم در اين فضا به ارائه و تكميل آن بپردازم. |

